شرح
مىخواهد كه او را از گناه زنا پاك بگرداند . امام عليه السلام از او سؤالاتى پرسيدند كه يكى از آنها اين بود : در حالىكه زنا دادى ، شوهردار بودى ؟ گفت : آرى . امام عليه السلام فرمود : آن هنگامى كه اين عمل ناشايست را انجام دادى ، آيا شوهر تو حاضر بود يا به مسافرت رفته ، و در حقيقت به شوهر دسترسى نداشتى ؟ گفت : متأسّفانه شوهر من حاضر بود . . . .
در يكى از مسائل بعدى خواهيم گفت : بين مرد و زن در شرايط احصان فرقى نيست ؛ اگر شوهرى غايب شود بهگونهاى كه زن تمكّن از او نداشته باشد و او نيز متمكّن از زوجهاش نباشد ، هركدام كه زنا كنند ، زناى محصنه نخواهد بود .
2 - وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، رفعه إلى أمير المؤمنين عليه السلام قال : أتاه رجل بالكوفة ، فقال : يا أمير المؤمنين إنّي زنيت فطهّرني . . . قال : ألك زوجة ؟ قال : بلى ، قال : فمقيمة معك في البلد ؟ قال :
نعم . . . . « 1 »
فقه الحديث : اين روايت همانند حديث قبل است ؛ با اين تفاوت كه زانى مرد بوده است . امام عليه السلام به او فرمود : آيا زن دارى ؟ گفت : آرى . فرمود : آيا همسرت در همين شهر با تو اقامت دارد ؛ و به او دسترسى داشتى ؟ گفت : آرى . . . .
اگر بر ظاهر اين دو روايت جمود شود ، براى غيبت و حضور موضوعيّت قائل شدهاند ؛ - « أفحاضراً أم غائباً » ، « فمقيمة معك في البلد » - حضور و غيبت نقش دارد . ليكن با توجّه به صحيح محمّد بن مسلم كه در مورد مغيب و مغيبه رسيده بود و در استثنا مىگفت : « إلّا أن يكون الرجل مع المرأة والمرأة مع الرجل » ، « 2 » ما استفاده كرديم نفس حضور و غياب هيچ موضوعيّتى ندارد ، و معيّت ملاك است . « عنده ما يغنيه عن الزنا » و « التمكّن من الفرج غدوّاً ورواحاً » تعبيرهاى مختلفى هستند ، امّا همه ، بيانگر يك معناى واحد هستند .
در نتيجه ، ما به قرينهى اين دسته از روايات ، استفاده مىكنيم كه حضور و غياب نقشى ندارند ، بلكه نوعاً حضور ، وسيلهى تمكّن ، و غيبت ، عدم تمكّن و دسترسى است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ص 355 ، باب 3 از ابواب حدّ الزنا ، ح 1 .