شرح
فقه الحديث : در اين روايت صحيحه از امام باقر عليه السلام سؤال مىشود محصن كيست و حدّ رجم براى مرد در چه صورتى جارى مىشود ؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود : كسى كه مالك فرجى باشد ؛ - تعبير امام عليه السلام « له فرج » است كه دلالت بر ملكيّت مىكند - . « غُدوّ » بهمعناى اوّل نهار است كه ما آن را صبح مىناميم ؛ و « يروح » همان « عشىّ » يعنى ، شب است . پس ، جمله « يغدو عليه ويروح » ، يعنى صبح و شب با اوست .
دقّت در سه نكته لازم است :
اوّل : مراد از « يغدو ويروح » ( صبح و شب ) چيست ؟ آيا براى اين دو زمان ، خصوصيّتى هست ؟ يا اين تعبير ، كنايه از تمام وقت است ؟ اگر گفتيد : فلان كتاب صبح و شب در اختيارم هست ، آيا بدين معناست كه عصر يا قبل از ظهر در اختيارم نيست ؟ اين يك تعبير عرفى بوده ، و كنايه از تمام وقت است ؛ لذا ، فقها اين دو كلمه را كنار گذاشته و بهجاى آن ، عبارت « متى شاء من الزمان » را بهكار مىبرند .
دوم : آيا در معناى « يغدو ويروح » فعليّت نهفته است ؛ يعنى بايد صبح و شب با او سر و كار داشته باشد ؛ لذا ، اگر روز يا شبى بر او گذشت و تمايل نداشت ، بگوييم اين معنا صادق نيست ؛ و يا معناى جمله « يتمكّن منه غدوّاً وعشيّاً » است ؟ از نظر عرف ، معناى اخير مراد است ؛ يعنى ، متمكّن از وطى باشد . علاوه آنكه از خارج مىدانيم كمتر كسى است كه هم صبح و هم شب ، با اين عمل سر و كار داشته باشد . اگر از شرايط احصان ، فعليّت در صبح و شام باشد ، شايد زناى محصنه نداشته باشيم .
پس ، از روايت استفاده مىشود : يشترط في تحقّق الإحصان التمكّن من الفرج المملوك له ليلًا ونهاراً .
سوم : مقصود از تمكّن چيست ؟ آيا كسى كه صبح به بازار رفته و مشغول كسب و كار مىشود ، مىتواند ادّعا كند مغازهام باز است ، پس من متمكّن نيستم ؛ يا محصلّى كه در درس شركت مىكند ، بگويد : در ساعت درسىام متمكّن نيستم ؛ پس عنوان محصن بر ما صادق نيست و يا اينكه مسألهى تمكّن ، يك مسألهى عرفى است همين مقدار كه با اتمام درس و يا كار ، با پيمودن مسافت مختصرى بتواند به آن برسد ، تمكّن صادق است ؟ بهنظر ، مسأله عرفى است ؛ و گرنه كسى را سراغ نداريم كه به دقّت عقلى در هر لحظه متمكّن باشد .