چون در آن حالتى كه در زهدان شك برنامهاى و در جستجوى راه راستى براى هدايت و رشد بودند ، آيات ذكر حكيم را شنيدند و به آن گوش فرا دادند ، گوشهاى دلهاشان نيز چنين كرد ، و قلبهاشان به حقايق آنها تسليم شد ، پس به آن ايمان آوردند .
«
وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ
- و چون ما راهنمايى را شنيديم ، به آن ايمان آورديم . » شايد از اين جايگاه بر ما مكشوف شده باشد كه آن كسان كه براى كور و گمراه نگاه داشتن مردم تلاش مىكنند ، / 455 به خاطر آن است كه در محيط نادانى و جاهليتى همچون جاهليت بشر پيش از دميدن فجر رسالت زندگى مىكردهاند .
نفر جن به آن اشاره مىكند كه آنچه ايشان را به اختيار هدايت با ايمان آوردن به خدا برانگيخت ، آن بود كه ايمان را راه سعادت يافتند .
«
فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً
- پس هر كه به پروردگارش ايمان آورد ، نه از كاهشى بيمناك است و نه از ستمى . » بر عكس اين است شريك قرار دادن چيزهايى همچون جن و بتان كه بر مشرك چيزى جز زيانى پس از زيان ديگر عايد نمىكند ، بدان سبب كه آنچه شريك خدا فرض شده از تحقق بخشيدن سود و زيان براى خودش عاجز است تا چه رسد به ديگران ! بعضى از مردمان ، همچون يزيديان ، شيطان را تقديس مىكنند ، و پايهء فلسفى ايستار ايشان آن است كه شيطان نماد نيروهاى شرّى است كه بايد با پرستش وى و كسب رضايت او از آنها در امان ماند ، در صورتى كه ترك كردن پرستش خدا در ايشان به اين بهانه بوده است كه خدا ، به گمان ايشان ، پروردگار رحمت است و از ناحيهء او هيچ ترسى وجود ندارد . . . و هم اينان طاووس را بزرگ مىدارند ، بدان سبب كه به اعتقاد ايشان جايگاه شيطان است ، در صورتى كه ايمان به جز خدا اطمينان آدمى را تأمين نمىكند ، بلكه خسارت و رنج او را افزايش مىدهد . آرى ، تنها ايمان به خدا است كه قلب را از اطمينان به نيكى جزا و خوشى