امر است كه اعتماد كردن بر گفتهء كاهنان و اخبار ايشان در معرض اشكال و شك قرار مىگيرد ، از آن روى كه منابع خبرهاى ايشان ممكن است راست و صواب باشد يا دروغ و خطا .
ابن عباس و مجاهد و قتادة گفتهاند كه : آنان بر مذاهب مختلفند ، مسلمان و كافر ، و صالح و غير صالح . و شيخ الطائفه گفت : « طرائق » جمع طريقه است ، و اين جهتى پيوسته است و با مرتبهاى پس از مرتبهء ديگر و معنى آيه چنين است : ما بر طريقههاى متباين بوديم ، و هر فرقه صاحب آن را از ديگران جدا مىكرد ، به همان گونه كه پارچهء بريده شده آن را از پارههاى بريده شدهء ديگر جدا مىكند . « 26 » و خلاصهء كلام آن كه : آنان در مذهبها و جهتگيريها با يكديگر مختلف بودند ، و در هر فرقه نيز افراد آن از لحاظ درجهء صلاح و فساد با يكديگر تفاوت داشتند .
در كنار بيان قرآن از تصور جنيان دربارهء علم غيب ، كه منافى با پندارهاى مربوط به خدا يا نيمه خدا بودن آنان است ، از ناتوانى و عجز ايشان ، به عنوان افرادى آفريده ، از مقاومت كردن با اراده خواست خدا ، و بلكه حتى ناتوانى آنان از گريختن از تسلط و حكومت او سخن مىگويد ، و اين چيزى است كه فرهنگ شرك ورزيدن به ايشان را برمىاندازد .
«
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ
- و ما دانستيم كه هرگز نمىتوانيم خدا را در زمين عاجز كنيم . » به صورت مستقيم و از راه ايستادگى در برابر او ، يا به صورت غير مستقيم و از طريق جستن بر سنّتهاى او از طريق برهم زدن آنها ، و اگر چنين قدرتى در نزد جنيان موجود بود ، شياطين ايشان آنها را آشكار مىكردند ، و بسيارى از قوانين و نظامهاى طبيعت را ويران مىساختند ، ولى آنان از اين كار عاجزند . . . و همين امر ما را به آن راهنمايى مىكند كه آنان ، همچون ما ، محكوم به اراده و سنتهاى خداوند متعالند ، پس اين خطا است كه بعضى از افراد بشر به ايشان اعتماد كنند و به آنان
هامش
( 26 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 151 .