مىكند ، و به صورت معنوى و عملى نفس خود را با اسلام هماهنگ مىسازد ، و اما قاسط كسى است كه ظالمانه بدون حق قسط و سهم ديگران را ضميمهء قسط خويش مىكند ، بر خلاف قسطى كه به عنوان حق به ديگران مىدهد ، و قرآن از آن جهت كلمهء مسلم را مقابل قاسط قرار داده ، در صورتى كه معمولا مقابل با كافر است ، كه از آشكارترين معانى اسلام عدل و دادگرى است ، و تسليم شدن به حق عامل اساسى در تحقق بخشيدن ارزش واقعى عدالت است ، و نيز براى آن كه مطلوب از اسلام تسليم لفظى نيست ، بلكه سركوبى نفس امّارهء به بدى است .
«
فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً
- پس هر كس كه اسلام آورد ، از كسانى است كه جوياى هدايت و رشد بودهاند . » راغب گفت : حرى الشيء يحرى ، يعنى آهنگ حرا يعنى جانب آن كرد و خواستار آن شد ، « 32 » و در تفسير البصائر آمده است : تحرّى تحرّيا يعنى طلب چيزى كرد كه به گمان بيشتر شايستهتر براى به كار بردن بود . . . و تحرّى الامر يعنى آن را خواست و قصد آن كرد ، و تحرّى به معنى تلاش براى / 457 شناختن چيزى است كه شايستگى و حقانيت بيشتر دارد ، و در حديث آمده است كه : « شب قدر را در دههء آخر تحرّى كنيد » يعنى به طلب كردن آن بپردازيد . « 33 » با اين تفسير كلمه ، معنى آيه آن مىشود كه هر كس اسلام اختيار كند و خود را به آن تسليم كند ، رشد و هدايت را برگزيده است ، و اين امرى مسلم است ، چه در آن صورت خدا او را به نور وحى و آيات رسالت چنان هدايت مىكند كه عقل و علمش كامل شود و او را راشد مىسازد . و آيه تأكيدى بر آن است كه اسلام تنها تسليم نفس به حق نيست ، بلكه علاوه بر اين باز شناختن و فهم حق است پس از جستجوى از آن براى رسيدن به رشد .
«
وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً
- و امّا قاسطان هيزم جهنم
هامش
( 32 ) - مفردات الراغب ، مادة حوى .
( 33 ) - تفسير البصائر ، ج 49 ، ص 320 و 321 .