پناه برند ، به اين اميد كه با حمايت ايشان از مشيت خدا بگريزند ، و بر اين اساس كه آنان نيروهاى قاهر و تحميل كنندهء فشارند ، تعالى اللَّه عمّا يصفون ، در صورتى كه هستى ايشان ، همچون ديگر آفريدگان ، تمركز يافتهء در ضعف و عجز است ، و توانايى آن را ندارند كه از هيچ كس ارادهء خدا را دفع كنند ، و هيچ راه گريزى براى خود در برابر او سراغ ندارند .
/ 454 «
وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
- و هرگز با فرار نمىتوانيم او را عاجز كنيم . » بدان سبب كه ارادهء او محدود به زمين نيست تا كسى با رفتن به جايى به جز آن از ارادهء او بگريزد ، و او را سبحانه و تعالى عاجز كند ، هيمنه و تسلّط او همه جهان هستى را بدون استثنا يا تفاوتى ميان يك ستاره با ستارهء ديگر ، و يك نقطه با نقطهء ديگر ، شامل مىشود . و زمخشرى گفته است : يعنى باشندگان در زمين نمىتوانند او را ، در هر جا كه بوده باشند ، عاجز كنند ، و نيز فراريان به آسمان از عاجز كردن او عاجزند . « 27 » ظن در آيه به معنى شك نيست ، و جنّيان كاملا يقين دارند كه توانايى عاجز كردن رب العزة را ندارند ، بلكه ظن در اين جا به معنى يقينى است كه به حد تصوّر و حضور يافتن حقيقت از طريق ظن است و تو گويى حقيقتى مادّى و بر پا ايستاده است ، يعنى تمركز قوهء تخيل و تصور به صورتى بسيار شديد است .
[ 13 ] آن نفر ( گروه ) جن از نادانى و ناتوانى خودشان آگاه شدند ، و نياز مبرم فطرى را براى پناه بردن به آفريدگار متعال احساس كردند ، پس پروردگار خويش را شناختند ، و خودشناسى را وسيلهاى براى شناختن پروردگار خويش قرار دادند ، مگر چنان نيست كه هر كس كه خود را بشناسد چنان است كه گويى پروردگار خويش را شناخته است ؟ پس به او ايمان آوردند ، و به او پناه بردند از آن روى كه به اين امر ايمان داشتند كه اطمينان و سعادت جز در نزد او عزّ و جلّ وجود ندارد .
هامش
( 27 ) - الكشاف ، ج 1 ، ص 627 .