بودند . » از اين جا به اين امر هدايت مىشويم كه آشكارترين معنى ( تحرّى رشد ) طلب نجات از آتش و از خشم خدا است كه از شناختن راه هدايت به توسط نفس و عقل به دست مىآيد ، و نيز از پرهيز كردن از گناهان و خطاها و انجام دادن كارهاى نيك و شايسته ، و اين همان چيزى است كه قاسطان به انجام دادن آن نمىپردازند و سبب رسيدن عذاب به آنان مىشود . و قرآن نمىگويد كه آنان هيزم جهنم خواهند بود ، بلكه به صيغهء ماضى مىگويد كه بودند « كانوا » ، و سبب آن است كه مرتكب گناهان و كارهاى زشت خود را در همان لحظهء پرداختن به اين گونه كارها هيمهء جهنم قرار داده بوده است . زمخشرى گفت : « القاسطون » يعنى كافران و منحرف شدگان از راه حق ، و نكتهء ظريفى را از سعيد بن جبير - رضى اللَّه عنه - نقل كرد كه : چون حجاج در هنگام كشتن او از وى پرسيد كه : دربارهء من چه مىگويى ؟ گفت قاسط و عادلى ، و حاضران گفتند كه : چه نيكو گفت ! و چنان گمان كردند كه او را به قسط و عدل توصيف كرده است ، پس حجاج گفت : اى نادانان ! او مرا ستمگر و مشرك ناميد و اين گفتهء خدا را تلاوت كرد :
وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ
، نيز اين گفتهء او را :
ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
. « 34 » ميان مسلمانان دربارهء عذاب جنيان اختلاف است ، و دربارهء امكان تعذيب / 458 قاسطان بشرى با هيمهء دوزخ قرار دادن آنان اجماع عام وجود دارد ، ولى در كيفيت تعذيب جنيان با آتش ، در صورتى كه خود از جنس آنند ، اختلاف كلمه موجود است ، بعضى و از جملهء ايشان فخر رازى گفتهاند : با آن كه از آتش آفريده شدهاند ، سپس از اين حالت تغيير پيدا كرده و به صورت گوشت و خون درآمدهاند ، « 35 » و از طرفهترين چيزى كه در اين خصوص خواندهام اين است كه : بهلول روزى به مسجد درآمد ، و ابو حنيفه از علوم خود با مردم سخن مىگفت ، و از جمله گفت كه جعفر بن
هامش
( 34 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 628 .
( 35 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 160 .