«
فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً
- پس گفتند كه : ما قرآنى شگفت انگيز شنيديم . » اين شگفتى تا حدّ زيادى به شگفت زدگى جادوگران در برابر معجزات موسى - عليه السلام - شباهت دارد كه پس از آن ايمان آوردند و جادوگرى را ترك كردند . و شايسته است كه انسان در جستجوى آن برآيد كه چگونه قرآن ايشان را بر اين كار برانگيخت ، و اگر شگفتى پيدا مىكند ، از قرآن باشد نه از ايشان .
/ 438 جنّيان همچون آدميان در زندگيشان با اتفاقاتى رو به رو مىشوند ، و در ميان آنان دعوت كنندگان به علم ( و بنا بر تعبير ايشان : سفيهان ) وجود دارند كه آنان را پيوسته از حق گمراه مىكنند ، ولى در آن هنگام كه قرآن را شنيدند و به آن گوش و توجه خود را فرا دادند ، تفاوت ميان رسالت خدا كه حامل علم و هدايت است ، و فرهنگهاى رايج در نزد ايشان كه جز مشتمل بر نادانى و گمراهى نيست ، آشكار و متجلى شد . و شايد اين تفاوت و جدايى از مهمترين عواملى بود كه سبب شگفتزدگى ايشان از شنيدن قرآن شد .
«
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
- كه به شناختن حق رهبرى مىكند ، » و به انسان راه روشنى را كه سبب رسيدن وى به آن است ، نشان مىدهد .
قرآن حق را به ما مىآموزد ، و عقل و ضمير و ديگر انگيزههاى خير را رشد مىدهد ، و همين ما را به عملى كردن حق به بهترين صورت وامىدارد ، و در كجا ممكن است به چنين چيزى در قرآن دسترس پيدا كنيم ؟ آيا آن را در انديشههاى پوشيده و غامض فيلسوفانى مىتوان يافت كه براى پوشيده نگاه داشتن جهل و تناقض در پشت كلماتى كلّى پنهان شده است ، يا در فرهنگهاى ابتدايى و گفتههاى شعرا ؟ در هيچ جا . . . و همين امر بود كه گروهى از جنّيان را به ايمان آوردن به قرآن و به دور افكندن همهء انديشهها و فرهنگهاى ديگر واداشت ، و آنان قرآن را تنها چيزى يافتند كه راه حق را به ايشان نشان داد .
با آن كه رشد را معنى عامّى است كه بسيارى از مفردات را شامل مىشود ، چنان كه قرآن ما را به شناخت حقايق علمى و سنّتهاى طبيعى و نظامهاى