تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
البيان گفته است كه : معناى ريشه‌اى جدّ ، قطع و بريدن و از آن است : الجدّ العظمة كه هر عظمت از آن انقطاع پيدا مىكند ، و اين به سبب برترى آن است . 4 [ شططا ] : يعنى گفته‌اى دور از حق ، و در مفردات راغب آمده است كه : شطط افراط در دورى است ، و شطّ نهر آن جا است كه از آب دور مىشود . 6 [ رهقا ] : رنج سخت بدان سبب كه همچون پوششى شخص رنجيده را مىپوشاند ، و بعضى گفته‌اند : رهق يعنى طغيان از آن روى كه جنّيان را پشتيبان خود ديدند ، يا انسانها طغيان جنها را افزايش دادند ، زيرا چنان تصور كردند كه در امور جهانى دخالتى دارند كه انسان به آنها پناهنده مىشوند ، و اصل رهق رسيدن و پيوستن است ، و از آن است غلام مراهق ( پسر به حد بلوغى رسيده ) ، و چنان است كه گويى گناه و طغيان به انسان ملحق مىشود . 11 [ قددا ] : جمع قدّة به معنى قطعه ، چه جنيان بر مذاهب مختلف و قطعه‌هاى متعددند ، و هر قطعه‌اى مخالف قطعه ديگر است . 14 [ تحرّوا ] : تحرّى قصد دست يافتن و رسيدن به حق است ، و اصل معنى آن طلب چيزى و خواستار آن شدن است . 16 [ غدقا ] : فراوان . 17 [ صعدا ] : شاقّ و سخت و بالا رفتهء در بزرگى ، و از آن است التنفّس الصعداء ، دم زدن بلند و سخت ، و بعضى گفته‌اند كه « عذابا صعدا » يعنى عذابى كه چنان بر او مستولى شود كه همهء وجودش را از سر تا پا فرا گيرد . 19 [ لبدا ] : گرد آمدگان بر او تا او را از دعوت باز دارند .