اجبارى و داراى رنگى يگانه مىشد و همين به سستى آن مىانجاميد ، و خداوند متعال گفته است :
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
، « 26 » و به تجربه ثابت شده است كه نظريههاى قسرى نادرست است و با شكست رو به رو مىشود ، چنان كه مائوتسه تونگ برنامهريزى و سعى در آن كرد كه جامعه چينى را بر صورتى يكسان تنظيم كند ، و از اين امر غافل ماند كه جامعه به تنوع نيازمند است تا پيشرفت و تطور و تكامل پيدا كند ، و به همين سبب ديديم كه چگونه جانشينان وى به خطاى او پى بردند و در صدد تغيير آن برآمدند . و امام باقر ( ع ) در معنى اطوار گفته است : « و شما را با خواستها و روشها و هواهاى متفاوت آفريد » . « 27 » [ 15 - 20 ] سياق قرآن از همين جا ما را به بعضى از نعمتها و منتهاى او بر ما آشنا مىسازد ، / 414 و اين همه براى آن است كه انسان اطمينان پيدا كند كه به هر جا نظر بيندازد و در جهان هستى به تفتيش بپردازد ، آيات و نشانههاى آفرينش او را به پروردگارش رهبرى مىكند ، و درمىيابد كه آثار قدرت و حكمت و رحمت او در جزء جزء آن آشكار است .
«
أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
- آيا نديديد كه خدا چگونه آسمانها را هفت طبقه آفريده است ؟ » هفت آسمان است ولى در آن شكاف و تناقضى مشاهده نمىكنى ، بلكه انسجام كامل دارد و بعضى از آنها مكمّل بعضى ديگر است ، به همان گونه كه در اطوار آفرينش مردم نيز چنين است ، و آيه ما را به آن هدايت مىكند كه آشكارا مقصود از آسمانهاى هفتگانه آسمانهايى است كه بر بالاى اقليمهاى هفتگانه قرار گرفته است ، به دو دليل ، اول اين كه : خدا گفت « أ لم تروا » يعنى مقصود چيزى است كه انسان آن را مىبيند و مشاهده مىكند ، و ممكن است كه مقصود از آن
هامش
( 26 ) - الزخرف / 32 .
( 27 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 387 .