شؤون آخرت نيست ، بلكه نيز به زندگى انسان در دنيا ارتباط دارد . و از قتاده روايت شده است كه گفت : نوح ( ع ) قومى را ديد كه گردنهاشان از حريص بودن به دنيا و گريبان دريدنشان بر آن ، پس گفت : به فرمانبردارى از خدا بشتابيد كه با آن به دنيا و آخرت هر دو دست مىيابيد ، « 18 » و امام على ( ع ) نيز در خطبهء استسقاى خود به همين حقيقت اشاره كرده و گفته است : « و خداوند سبحانه استغفار را سببى براى فراوانى روزى و رحمت خلق قرار داده و گفته است : « يرسل عليكم . . . الآية » . « 19 » «
وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً
- و قرار مىدهد براى شما باغها و پديد مىآورد براى شما نهرها . » / 411 آبها را فراهم مىآورد ، و آنها را براى آشامندگان انسانى و جانورى ، و براى آبيارى باغها و كشتزارها جابهجا مىكند ، و اين امر از لحاظ علمى و عملى به اثبات رسيده است كه وجود نهرها از عوامل اساسى آبادى و عمران است ، و باغها و نهرها هر دو قسمت عمدهاى از نيازمنديهاى مادّى و معنوى بشرى را تأمين مىكنند ، و در آن شك نيست كه « جعل » در اين جا از راه معجزه صورت نمىگيرد و چنان نيست كه باغها با درختان خود از آسمان فرو ريزند ، يا اين كه اموال و اولاد به سبب عوامل غيبى محض پديد آيد ، بلكه بركت و آبادانى نتيجهء تأثير دو عامل است ( كوشش انسان كه قله و رمز آن استغفار است + بركت خدا و فضل و بخشش او ) و ما بايد در پيچ و خم دعوت نوح - عليه السلام - در آن جا كه مىگويد « استغفروا ربّكم » همهء عوامل پيشرفت و ترقى را از كوشش و استحكام در عمل و تلاش بخوانيم . . .
مگر استغفار غايت كوشش و سعى آدمى به سوى فضيلت و كرامت نيست ؟ ! آيا به معنى دورى جستن از خطاها و سپردن راه زندگى بنا بر روش و منهجى استوار نيست ؟ و به همان گونه كه آمرزش خواهى سبب جلب خير و پيشرفت براى ملتها و اقوام است ، گناه آنها را از او سلب مىكند ، و او را به جانب شرّ و عقب ماندگى
هامش
( 18 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 268 .
( 19 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 134 .