بايد نمىشناسيد ، و شكر نعمت او نمىگذاريد ، « 24 » و بيشتر مفسران وقار را به عظمت و بزرگى معنى كردهاند ، و چنان مىنمايد كه اگر اين آيه را با گفتهء ديگر خدا :
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ
« 25 » مقابله كنيم ، توقير خدا حقا به معنى شناخت قدر او از طريق معرفت به نامها و صفات نيكوى او حاصل مىشود ، و اين جز از طريق پرستش او و پيروى از فرستادگان و رسالتهاى او به دست نمىآيد .
سپس نوح از بعضى از آيات و نعمتهاى الاهى كه راهنماى به ايمان آوردن به خدا و تسليم شدن به او است يادآورى مىكند كه از آنها توقير و بزرگداشت او ، در صورت توجه كردن انسان به آن و قصد شكرگزارى پيدا كردن او ، نتيجه مىشود ، و نخستين آن نعمتها آفرينش انسان و نظام آفرينش او است .
/ 413 «
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
- و شما را در مراحل گوناگون آفريد . » و اين كلمهء « أطوار » را چند معنى است :
1 - مراحلى كه آدمى در آفرينش خود از آنها مىگذرد ، از نطفه و علقه و مضغه و . . . تا اين كه به سالخوردگى مىرسد ، و ناگزيرى بشر از عبور از اين اطوار دليل بر آن است كه مالك امر نفس خود در همه چيز نيست ، و زندگى او محكوم به قانون و نظامى است كه او را به قانونگذار و ناظم آن هدايت مىكند ، به همان گونه كه بر حساب و جزا نيز راهنماى او است ، بدان جهت كه بيرون رفتن از زمين ، همچون چگونگيهاى آفرينش ، حقيقتى است كه هيچ كس نمىتواند منكر آن شود يا قدرت مقاومت در برابر آن داشته باشد .
2 - تنوّع بشرى كه به تكامل آن مىانجامد ، چه خدا مردمان را از لحاظ موهبتها و تواناييها و جهت گيريها مختلف آفريده است ، و اين امر كامل كنندهء عبور آنان از جريان زندگى است ، چه مثلا همهء آنان را فرمانروا يا پزشك نيافريده است .
و اين نعمتى بزرگ از خدا است ، و اگر جز اين مىبود زندگى حالت قسرى و
هامش
( 24 ) - به همان منبع رجوع كنيد كه از 15 رأى دربارهء اين آيه سخن گفته است .
( 25 ) - الأنعام / 91 .