آسمانهايى بوده باشد كه پيامبر ( ص ) در سفر معراج خويش از ميان آنها گذشت كه صورت طبقههايى روى هم قرار گرفته دارد و جز اوّلى آنها قابل مشاهده نيست .
دوم اين كه : در تعبير آيهء بعدى ، ماه را نور در همهء آنها قرار داده است ، در صورتى كه از چراغ بودن خورشيد سخن گفته است ، چه نقش ماه فقط محدود به آفاق زمينى است ، در صورتى كه نقش خورشيد سيارات و افقهاى ديگرى را نيز شامل مىشود ، پس كلمهء « فيهنّ » در آيه اشاره به آسمانهاى اقاليم هفتگانه است و نه آسمانهايى كه بر حسب ظاهر بعضى از آنها بر بالاى بعضى ديگر قرار گرفته است ، چه ماه تنها در يكى از آنها است و نه در همهء آنها .
«
وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً
- و ماه را در آنها نور و وسيلهء روشنى ، و خورشيد را چراغ قرار داد . » با اين آيه قرآن براى بشريت گوشهاى از رازهاى جهان را در زمانى آشكار ساخت كه هيچ كس خواب دست يافتن به شناخت طبيعت زمين را نمىديد ، تا چه رسد به اجرامى كه همچون ماه و خورشيد در پيرامون زمين وجود داشتند ؟ ماه با خورشيد از لحاظ آفرينش و نقشى كه ايفا مىكند تفاوت دارد ، و در آن حال كه خورشيد از تودههايى آتشين آفريده شده كه توانايى توليد و تشعشع حرارت در آن زياد است ، و اين كه نورانيت آن ذاتى و از خود آن است ، ماه را همچون آينهاى مىيابيم كه پرتوهاى نور فرو افتادهء از خورشيد بر روى خود را منعكس مىكند ، و به همان گونه كه خداوند متعال زمين / 415 و آسمان را از لحاظ تكوينى تاريك و بدون روشنى و منبع آن چراغ بر جاى نگذاشت ، به همان گونه هم مجتمع بشرى را بدون امام و پيشوايى كه از نور او هدايت پيدا كنند ، رها نكرد ، پس اين مايهء شگفتى نيست كه در بعضى از روايتها ماه و خورشيد به امامان راهنما - عليهم السلام - تأويل شده باشد ، و أبو ذر ( رض ) گفته است كه : « اهل بيت نبوت در ميان ما همچون ماه شبگردند » . « 28 »
هامش
( 28 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 270 .