و با اين تغييرهاى ظاهرى روشهاى اساسى و محورى كار به صورت يگانه و ثابت باقى مىماند ، و آن دعوت مردم به بازگشت به خدا و توجه دادن آنان به دادههاى ايمان و پيروى كردن از رسالت و انگيزش مردمان براى طرد شركاى موهومى خداى عزّ و جلّ است .
«
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً
- پس گفتم كه از پروردگار خويش آمرزش خواهيد كه او بسيار آمرزنده است . » يعنى از آنان خواست كه از خدا طلب آمرزش كنند ، و به آنان اطمينان داد كه آمرزش صفت خداى رحمان است ، و در اين شك نيست كه مقصود از استغفار و آمرزش خواهى تنها گفتن أستغفر اللَّه نيست ، بلكه مقصود پشيمانى از خطاهاى / 410 نفس ، و بازگشت از آنها به گفتار و كردار ، و پناه بردن به خدا و كمك خواستن از او براى رهايى از پيامدهاى آنها است ، و به عبارتى ديگر : استغفار برنامهء متكاملى است و دادههايى كه از آن به دست مىآيد آشكارا آن را بيان مىكند .
«
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
- براى شما آسمان را به فرو ريختن باران برمىگمارد . » تا باران فراوان بر شما فرو ريزد ، و چنان باران از آن بيرون زند كه شير از پستان ، و قرآن از آن روى ياد كردن از آب را مقدم داشته است كه آب عصب زندگى و تمدّن است .
«
وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ
- و با مالها و فرزندان به شما مدد رساند . » يعنى استغفار سبب رشد اقتصادى و بشرى مىشود ، و به قولى : آنان گاه گرفتار قحطى و خشكسالى مىشدند و از اين راه اموال و فرزندان خويش را ( اندكى پيش از عذاب اليم ) از دست مىدادند ، و به همين جهت ايشان را تشويق كرد كه با آمرزش خواهى و بازگشت به خدا ، « 17 » از اين بلا جلوگيرى كنند ، و بيشتر مفسران را عقيده چنين بوده است ، و از اين سياق به آن مىرسيم كه ايمان و استغفار تنها از
هامش
( 17 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 361 .