گونه كه من امروز تو را از او بر حذر مىدارم مرا از او بر حذر داشت . « 15 » و از ظاهر اخبار چنين برمىآيد كه او - عليه السلام - معاصر با سه نسل از مردم بوده است كه همگان ، جز اندكى ، به او ايمان نياوردند ، بدان سبب كه ميانگين عمر مردمان در آن زمان تقريبا سيصد سال بوده است . و امام صادق ( ع ) گفته است : « عمرهاى قوم نوح سيصد سال بوده است » . « 16 » [ 8 - 12 ] در برابر ايستار آميختهء به لافزنى كه قوم نوح ( ع ) عليه او و رسالتش اختيار كرده بودند ، او شكست خوردن و منصرف شدن ، يا نرمى و مداهنه را اختيار نكرد ، بلكه به عزيمت ايمان بر پيشروى در برنامهء خود براى رسيدن به هدف ادامه داد ، تا رسالت خود را به بهترين صورت به انجام برساند ، و بر اين امر يقين داشت كه حقى كه در برابر او است ، كمترين شكى دربارهء آن ندارد ، پس هدفها و ارزشها نسبت به او امور ثابت و غير قابل تبديل و تحويل بود ، و اين از مهمترين خصوصيتهاى خط مكتبى اصيل است . و به همين جهت شيخ المرسلين به تغيير اسلوب خود پرداخت .
«
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً
- سپس آشكارا به دعوت ايشان پرداختم . » يعنى به صراحت مأموريت خود را براى قومش بيان كرد ، و به جاى آن كه هدفها و ارزشهاى خود را با كسانى كه با او ارتباط پيدا مىكردند به صورت غير مستقيم بيان كند ، ديگر ترسى از واكنش ايشان نداشت ، و به اين كه آن را خوب نفهمند چندان توجهى نمىكرد .
«
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً
- و سپس گاه علنى و آشكار براى ايشان سخن مىگفتم و گاه به صورت سرّى و پنهانى . » از اين دو آيه براى كسى كه در تاريخ جنبش مكتبى روزگار نوح ( ع ) مطالعه كرده باشد ، آشكار مىشود كه او گاه از يك روش راهنمايى ، بنا بر
هامش
( 15 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 268 .
( 16 ) - بحار الانوار ، ج 11 ، ص 289 .