مقتضيات زمان و اوضاع و احوال ، به روش ديگر مىپرداخت ، و اين روشى طبيعى در حركتها و نهضتهاى مكتبى است ، و مخصوصا در آن جا كه عمر آن به چندين نسل مىرسد و شاهد تطورهاى فراوان مىشود ، پس اين درست نيست كه علنى بودن دعوت پيوسته صحيح است ، به همان گونه كه / 409 تقيّد كردن و محرمانه سخن گفتن نيز اسلوب و روش ثابت ابدى محسوب نمىشود ، بدان سبب كه جنبش مكتبى جنبشى واقعى است ، پس گاه لازم مىآيد كه با ملاحظه كردن اوضاع سياسى و اجتماعى و تربيتى امر دعوت به صورت علنى صورت پذير نشود .
مفسران در تشخيص ميان دعوت علنى و سرّى گاه به حيرت افتادهاند ، و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه « جهاد » به معنى تصريح آشكار و مستقيم در بيان افكار و ارزشهاى دعوت براى مردم است ، و گاه اين كار محدود به كسانى مىشود كه رساليان با ايشان اتصالى خاص دارند ، چه ارزشهاى رسالى همچون تغيير ريشهدار و مبارزهء مسلّحانه كارى سخت و دشوار است كه مردم آن را در ابتدا به سختى مىپذيرند ، و به همين سبب بر دعوت كنندهء رسالى لازم است كه مردم را از لحاظ نفسى و فكرى ارتقا دهد تا به ترازى برسند كه بتواند بعضى از امور را به صورت صريح و آشكار با آنان در ميان بگذارد ، پس ، مثلا اين درست نيست كه فرد از نخستين برخورد با دعوت كننده اين مطلب را بفهمد كه وارد نظام و دستگاه انقلابى مكتبى شده است ، بلكه بايد راهنما خرده خرده او را براى شنيدن اين حقيقت و پذيرفتن آن آماده سازد و آن گاه تمام حقيقت به صورت صريح به او گفته شود . يا اين كه جهر مرحلهاى ميان كتمان و اعلان است و بنا بر اين صد در صد سرّى نيست ، ولى عكس آن درست نيست ، و اما اعلان هر چه بيشتر به اعلام شباهت دارد - بنا بر اصطلاح جديد - يعنى يك طرح عمومى آشكار براى دعوت مكتبى ، و گفتهء او در پايان آيه : « و أسررت » دليل بر آن است كه اين مراحل و شيوههاى كار مراتب حتمى ( اسرار ، سپس اجهار ، و سپس اعلان ) ندارد ، هرگز چنين نيست ، بلكه اينها دادههايى است كه واقعيت آنها را عرضه مىدارد ، و ممكن است گاه فعاليّت مكتبى از اعلان مستقيما ، به دليلى از دلايل ، به كتمان شديد انتقال پيدا كند .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 428
مساهمون: احمد آرام
ص٤٢٨