تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
و در نتيجه رسيدن عذاب اليم و اجل معلّق به ايشان تأخير پيدا كند . «
جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
- انگشتان خويش را در گوشهايشان فرو بردند . » اين كنايه از حجابهايى است كه آنان را از شنيدن دعوت و پاسخ مثبت به آن دادن باز مىدارد ، و چه بسا كه بعضى از آنان عملا به چنين عملى برخاسته باشند . «
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
- و خود را در جامه‌شان مخفى مىكردند . » يعنى از آن همچون حجابى براى نرسيدن دعوت به ايشان استفاده مىكردند ، وقتى آنان را از نگاه كردن محض به دعوت كننده مانع مىشد ، و در كنار اين حجابهاى ظاهرى ، پرده‌هاى درونى و باطنى قلبهاى آنان را مىپوشاند كه مهمترين آنها از اين قرار بوده است : اصرار بر باطل ، گمراهى ، و گردنكشى از تسليم شدن به حق . «
وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً
- و اصرار كردند و به استكبار و خود بزرگبينى پرداختند . » مفعول مطلق « استكبارا » براى تأكيد و بيم دادن است . يعنى به استكبار پرداختند و آن هم چه استكبار زشت و فاحشى ، كه با آن در برابر حق و ارزش آن ايستادگى نمودند ، و اين خود مقدمه‌اى براى تحقق يافتن حكم الاهى و رسيدن هلاك به آن قوم شد ، چه آن كس كه از اندازهء محبت و لطف نوح به ايشان از يك سو ، و اندازهء عناد و انكار ايشان از سوى ديگر آگاه باشد ، رسيدن عذاب را به آنان مستبعد نمىشمارد ، و در عدالت خدا گرفتار شك و ترديد نمىشود . و در الدر المنثور از قتاده روايت شده است كه گفت : به من خبر رسيده است كه مردى با فرزندش به نزد نوح مىرفت و به فرزندش مىگفت كه از اين مرد بر حذر باش ، و پدرم در آن هنگام كه من كودكى همچون تو بودم مرا همراه خود به نزد او برد / 408 و همان