فرصتى براى تفكر در خصوص رسالت و مسئوليتهاى آن به مصرف برسد ، يا در انتظار قبول خرسنديهاى خدا از ايشان يا در معرض بخششهاى او قرار گرفتن به صبح بينجامد ، و در آن توشهاى براى قدرت يافتن بر كار پيوسته و استحكام روح ايمان و تسليم در وجودشان به چنگ آورند .
ولى كوششهاى نوح فايدهاى براى قوم او نداشت ، بدان سبب كه ميان ايشان و دعوت وى پردههايى ستبر از اصرار و چالش كوركورانه در برابر حق وجود داشت ، و حتى بر گريز ايشان از او و دورى از حق مىافزود ، و اين خود يكى از خصوصيات مبارزهء ميان حقّ و باطل است كه هر چه جبههء حق در حركت و پيشرفت خود به درجهء بالاترى صعود كند ، جهل و خشونت و عناد جبههء باطل افزونتر مىشود .
«
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
- پس دعوت من چيزى جز گريز ايشان را افزايش نمىداد . » مفسران پرسيدهاند كه : چگونه ممكن است كه دعوت نوح سبب فرار قوم او از حق شود ؟ ولى اين مسئله طبيعى است و ما در جاهاى فراوان از تفسير خود در اين باره تأكيد كردهايم كه در درون انسان ضميرى است كه او را به حق مىخواند ( فطرت و نفس لوّامه و عقل او ) و در آن هنگام كه كافران به ردّ و رفض ايمان عزم جزم مىكنند ، با جنگى نفسانى و باطنى با ضمير خويش رو به رو مىشوند كه آنان را به چالش با عقل و و جدان خويش دعوت مىكند ، و يكى از وسايل تحدى و چالش در برابر حق گريختن از مجالس دعوت و دعوت كنندگان به حق است ، و اين همه براى آن است كه نفس به بدى و ناپسندى گناه قانع شود ، و در جهان سياست بر كسانى كه ناظر بر اوضاعاند اين نكته پوشيده نيست كه وجود جنبشهاى مكتبى در يك جامعه بر نظام موجود / 407 به صورت واكنشى تأثير مىكند ، و سبب افزوده شدن ظلم و سركوبى اصحاب دعوت مىشود ، و از آن روى دعوت او در آيه صورت « دعاء » بيان شده كه در حقيقت طلب نجات ايشان از عذاب اليم است .
«
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ
- و من هر وقت كه آنان را به آن دعوت كردم كه تو آنان را بيامرزى . »