مىشويم ، بايد بگوييم كه ظاهر آنها اشاره به / 402 سه جانشين تمدنى دارد :
اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ
و اين تأكيدى است بر آن كه انديشيدن دربارهء جانشينها از طرف كسانى كه در صدد اصلاح اجتماع برآمدهاند ، اهميتى كمتر از تفكر دربارهء ريشههاى پس ماندگى ندارد ، بلكه از آن مهمتر است ، زيرا چگونه ممكن است مردم از آن با خبر شوند كه پس از ويران شدن واقعيت موجود ، مسيرى كه در پيش گرفتهاند رو به پيش و براى بهتر شدن اوضاع است ، در صورتى كه عوامل جانشين شده را با وضوح كافى نشناخته باشند ؟ و نوح ( ع ) به اين ارزش در حركت خود تجسم بخشيد و تأكيد كرد كه : استقرار بخشيدن به حكومت قانون الاهى ( با پرستش خدا ) كه جز با ( تقوا ) و تطبيق جزئيات نظامى از يك سو ، و فرمانبردارى از رهبرى مكتبى از سوى ديگر كه جانشين محكمى براى وضع فاسد است ، صورت پذير نخواهد شد ، و از همين راه است كه جامعه به طرف يك زندگى بهتر پيش خواهد رفت .
نيز مىتوانيم بگوييم كه : پرستش خدا جانشين اصول منحرف است ، و تقوا جانشين فروع نادرست ، و فرمانبردارى از رهبرى رسالى براى اصلاح فعاليتهاى روزانهء نادرست و منفى ، و به تعبير قانونى : تجسم يافتن پرستش خدا به صورت قانون اساسى ( برنامههاى اصولى كلّى ) و تحقق يافتن تقوا به صورت قانون ( مجموعهء قوانين اقتصادى و اجتماعى و سياسى و . . . و . . . ) ، و تجسم فرمانبردارى از رهبرى به صورت لوايح قانونى ( مفردات امور و تحوّلها ) ، و به همين سبب بعضى از مفسران گفتهاند كه : در آيه اشارهاى به اصول سه گانهء دين مشاهده مىشود : يكتا پرستى اشاره شدهء آن با « اعبدوا اللَّه » و معادى كه اساس تقوا است ، و تصديق به نبوت اشاره شدهء به آن با دعوت به اطاعت مطلقه . « 10 » در گفتهء نوح - عليه السلام - : « و أطيعون » دلالتى آشكار و اكيد بر ضرورت و حتى واجب بودن اين امر وجود دارد كه رهبر مصلح بايد خود را به عنوان
هامش
( 10 ) - تفسير الميزان ، در ضمن بحث از همين آيه .