تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
باشد ، و از طريق آن حق از باطل جدا شود و حجت اقامه پيدا كند ، و اين امر بصيرتى آشكار براى كسى فراهم مىآورد كه چون از آن آگاه شود كه اجابت نكردن قومش به درخواست او به سبب عدم وضوح در بيان او نبوده است ، چنين نتيجه بگيرد كه آنان مستحق آن نيستند كه عذابى در صحنهء زندگى ايشان پديدار شود ، و از تكرار شدن كلمهء قوم سه بار در اين دو آيه إلى قومه ، أنذر قومك ، يا قوم به انديشه‌اى مهم راهنمايى مىشويم و آن اين كه : انسان فردى در مقابل قوم و جامعهء خويش مسئوليت دارد ، به همان گونه كه آنان نيز در برابر او چنين مسئوليتى دارند ، و روا نيست كه فردى بدون توجه به ديگران زندگى كند ، و اين كه فرد مىتواند از سياق جامعه فاسد و تحدى انحراف خارج شود ، و اين كه نوح با ايستار رسالى شجاعانهء خود نشانه‌اى بر بطلان حتمى بودن توافق اجتماعى به شمار مىرود . ثانيا : باز شناختن اصول واقعيت منحرف و طرح ريزى جانشينهاى شايسته‌اى براى آنها . «
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ
- كه خدا را بپرستيد و از او بترسيد و از من اطاعت كنيد . » با اين جمله نوح عليه السلام نشانه‌هاى نظام موجود و نظام تبديل يافته را ( از لحاظ فرهنگى و اجتماعى و سياسى ) تعريف كرد ، چه از اين آيه ما به بصيرتهاى آينده هدايت مىشويم : نخست به انحراف جامعه ( كفر و شرك و فساد ) و مسئله و مشكل انسان ( فردى و اجتماعى ) كه نادانى نسبت به آفريدگار به صورت اساسى نيست ، بلكه در درجهء اول خاضع نبودن نسبت به ارادهء او و نپذيرفتن ارزشها از جانب او است ، و جامعهء نوح پيغمبر ( ع ) عملا فرو رفتهء در شرك و بت پرستى بود كه آيهء :
وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً
به صراحت آن را بيان مىكند ، و چه بسيار است چيزهايى كه آدمى را از بندگى خدا و توحيد منحرف مىسازد ، / 401 از قبيل عقب ماندگى در پيشرفت انسان به سوى ترقى و تمدن حقيقى ، و گمراهى بزرگ در زندگى و مخصوصا از ديدگاه روحى و اخلاقى و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 418 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي