تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
آنان در زندگى و در نتيجه به گناهان بسيار زشت و فظيع آنها است ، پذيرش روش و برنامهء مكتبى آنان را از خطا دور خواهد كرد ، و به همين سبب اجل ايشان تا پايان مدت طبيعى آن يا بيشتر به تأخير مىافتد و اين از بزرگترين هدفهايى است كه پيامبران به عنوان نجات دهندگان بندگان خدا در صدد رسيدن به آن برمىآيند . از گفتهء خداى تعالى :
وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
به اين حقيقت هدايت مىشويم كه براى انسان ( فردى يا امتى ) دو اجل است : يكى اجل حتمى و ديگرى اجل معلّق و غير حتمى ، اجل حتمى همان اجل متعارفى است كه هر فرد پس از گذراندن مدت زندگى عادى خود با مرگ در شصت و هفتاد سالگى يا بيشتر و كمتر به آن مىرسد ، و اجل معلق آن است كه براى جامعه‌ها به سببى از سببها به صورت منفى با كم شدن اجل مسمّاى حتمى در نتيجهء گناهان ، يا به صورت مثبت با ادامه يافتن و دراز شدن اجل مسمّى در نتيجه اعمال صالحى كه انجام داده‌اند فراهم مىآيد . در حديثى از امام صادق ( ع ) در تفسير گفتهء خداى تعالى :
ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ / 405 مُسَمًّى عِنْدَهُ . . .
آمده است كه گفت : « اجلى كه غير مسمّى باشد موقوف است ، اگر خدا بخواهد آن را پيش مىاندازد ، و اگر بخواهد آن را به تأخير مىاندازد ، اما اجل مسمّى ( نامبرده ) همان است كه در شب قدر آن را نازل كرده و خواهان آن است . « 13 » و همچنين از او - عليه السلام - روايت شده است كه گفت : « اجل مقضى اجل محتومى است كه قضاى الاهى سبب قطعيت و حتميّت آن شده است ، و اجل مسمّى آن است كه در آن امكان بداء وجود دارد ، و خدا اگر بخواهد آن را پيش و پس مىبرد ، و محتوم آن است كه تقديم و تأخيرى به آن راه ندارد » . « 14 » آنچه از آيه‌هاى اول و چهارم فهميده مىشود ، اين است كه : قوم نوح در آن هنگام كه گمراه شدند و كفر ورزيدند ، هلاك سلبى براى ايشان مقدّر شد مگر اين
هامش
( 13 ) - بحار الانوار ، ج 5 ، ص 139 . ( 14 ) - همان جا .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 423 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي