عبد الملك » از امام صادق ( ع ) ، « 5 » و از آن روى نوح خوانده شد كه مدت نهصد و پنجاه سال بر قوم خود نوحه كرد ، « 6 » چنان كه امير المؤمنين ( ع ) به مرد شامى گفت ، و در معانى الأخبار آمده است كه : « معنى نوح آن است كه بر خود نوحه مىكرد ، و مدت پانصد سال مىگريست ، و بر نفس خود از آن كه قومش گمراهى مىكنند نوحه مىكرد » . « 7 » و امام صادق ( ع ) از پيامبر ( ص ) روايت كرد كه : « نوح دو هزار و چهارصد و پنجاه سال زيست » ، « 8 » و نيز از او است كه گفت : « عمرهاى قوم نوح سيصد سال ، سيصد سال بود » . « 9 » / 398 آيه اشاره به آن دارد كه امتها ( ملتها ) در سراسر دورهء تمدنى خود ، نخست بر فطرت ايمان و استقامتاند و سپس انحراف پيدا مىكنند ، و در نقطهء عطف خطرناكى از دورهء زندگى خود و درست در هنگام انحدار و فرو افتادن كشنده ، رسولان و مصلحان برانگيخته مىشوند تا شايد جريان سقوط را متوقف سازند ، و به همين سبب پيامبران غالبا به مردمان بيم مىدهند و از آيندهء خطرناك آنان را مىترسانند ، از آن روى كه بر قومى گمراه و منحرف مبعوث شدهاند ، تا آنان را از گرفتار شدن به پايان زيانبخش پيشروى در گمراهى بر حذر دارند .
«
أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
- كه قومت را بيم ده و بر حذر دار ، پيش از آن كه عذاب دردناك بر ايشان وارد شود . » بدان سبب كه عذاب از خلأ پديد نمىآيد ، بلكه سنّتى الاهى و قانونى تكوينى است كه سببها و انگيزههايى دارد كه انسان مىتواند با از بين بردن آنها آن را از كار بيندازد و از آن خلاصى يابد ، و بنا بر اين پاسخ مثبت دادن به انذار و تحذير ، تا زمانى كه اجل فرا رسيدن عذاب نرسيده است ، سودمند واقع مىشود ، از آن روى
هامش
( 5 ) - همان منبع ، ص 287 .
( 6 ) - همان منبع ، ص 286 .
( 7 ) - همان منبع ، ص 287 .
( 8 ) - همان منبع ، ص 290 .
( 9 ) - همان منبع ، ص 289 .