تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
در دست خود نگاه دارد و نه اين كه آنها را همچون يك دشوارى در اين راه قرار دهد ، و فرق است ميان امام حسين - عليه السلام - كه اولاد و اصحاب و اهل بيت و اموال خويش را وسيله‌اى براى تقرّب يافتن به خدا قرار داد ، و زبيرى كه فتنهء فرزندش عبد اللَّه او را به جنگ كردن با ولىّ خدا و حزب او در جنگ جمل برانگيخت ، كه امير المؤمنين - عليه السلام - دربارهء عامل انحراف او در زندگى چنين گفته است : « زبير پيوسته مردى از ما اهل بيت بود تا آن كه پسر مشئومش عبد اللَّه به سن رشد رسيد » ، « 13 » چه همين پسر او را به دوستى دنيا و دوستى رياست واداشت ، و او را به جنگ عليه امام - عليه السلام - برانگيخت . و چنين بينشى مؤمن را به صورتى درمىآورد كه در اموال خود به روشى عادلانه تصرف كند ، تا نه در حق فرزندانش به افراط برخيزد ، و نه در خرج كردن اموالش به تبذير بپردازد ، بلكه راه ميانه‌اى را برمىگزيند / 38 و در مقابل آنان به دقت و حكمت عمل مىكند ، و از اتخاذ ايستارى مثبت يا منفى اجتناب مىورزد . مفسّران حديثى از رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده‌اند كه از آن معنى مثبتى براى فتنه به ما الهام مىشود ، و معنى آن طرد فرزندان يا به دور افكندن اموال نيست ، بلكه بايد نسبت به ايشان حكيمانه رفتار شود ، و آن حديث چنين است : عبد اللَّه بن يزيد از پدرش روايت كرده است كه گفت : رسول اللَّه مشغول ايراد كردن خطبه بود كه حسن و حسين - عليهما السلام - به مسجد درآمدند در حالى كه دو پيراهن سرخ بر تن داشتند و مىلغزيدند و به زمين مىافتادند ، پس پيامبر از منبر فرود آمد و آن دو را بر روى منبر بالا برد و در بغل گرفت و گفت : « راست گفت خداى عزّ و جلّ كه
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ
، من به اين دو كودك نگاه كردم و ديدم كه راه مىروند و مىلغزند و بر زمين فرو مىافتند ، پس صبر نكردم و سخن خود را بريدم و آن دو را با خود به بالاى منبر آوردم » ، و سپس به
هامش
( 13 ) - نهج البلاغة ، حكمت 453 .