تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
روح است و ديگرى بدن ، و او در تكامل بدن خود چندان كارى انجام نمىدهد ، پس از نطفه به علقه و سپس به مضغه تبديل مىشود تا به صورت طفلى تولد پيدا كند ، و آن گاه بزرگ مىشود ، و به سن كمال و سپس پيرى مىرسد و سرانجام مىميرد ، ولى تكامل روح وى وابستهء به خواست و كوشش خود او است ، و بهشت پاداشى است كه در برابر تلاش براى تكامل اين جنبه از هستى او نصيب وى مىشود ، و با آرزو و طمع محض نمىتواند به اين بهشت راه پيدا كند . و بصيرت سوم چنين است : كافران ايمان و كوشش را به خاطر آرزو و طمع كنار گذاشتند ، / 380 چه كفر مىورزيدند و مىگفتند : چگونه ممكن است پس از آن كه مرديم و خاك شديم ، بار ديگر زنده به دنيا بازگرديم ؟ پس خدا اصل آفرينش ايشان ( خاك ) را به يادشان آورد تا بدانند كه خداى متعال قادر است كه پس از خاك شدن آنان را به صورت آدمى كامل به زندگى باز گرداند . و شايد آيه حاكى از اين واقعيت باشد كه ريشهء چنين آرزو و كفرى به طبيعت خاكى و جنبهء تاريك وجود او باز مىگردد . [ 40 - 41 ] و خدا ايستار كفار را دربارهء وعده و عذابش كه همچون واكنشى در مقابل چالش آنان در برابر حق و پرسش ايشان از عذاب به آنان مىرسد ، مورد بحث قرار مىدهد ، و بدين منظور از دو حقيقت يادآورى مىكند : اول : دو طبيعت نادانى و ضعف در نزد انسان ، كه چالش وى را در غير محلّ خود قرار مىدهد ، چه اگر از عذاب پروردگار خويش آگاهى مىداشت و قدر آفريدگارش را مىشناخت ، اسير دست كفر و چالش نمىشد . و چگونه ممكن است كه او كه آفريده‌اى ضعيف است تا آن حد پيش برود كه به چالش پروردگار خويش بپردازد و از او بخواهد كه عذاب خود را بر وى نازل كند ؟ ! و آيهء 39 به اين حقيقت اشاره مىكند . دوم : قدرت مطلق و حكمت نافذ خدا است ، پس او قادر است كه اگر اراده كند كفار را به هلاكت برساند ، ولى او حكيم است و چنين نمىكند . . . و از احساس اين دو صفت براى خدا ، ايمان به آخرت و ترس از عذاب مايه مىگيرد . «
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ * عَلى أَنْ نُبَدِّلَ