مىشمارد ، و آنان را به شتران گريخته تشبيه مىكند ، يا بدان گونه كه آنان را در حال گريز از يادآورى و شنيدن موعظه توصيف كرده :
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ * فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
، « 68 » كه در پيش روى رسول خدا ( ص ) آرام نمىگيرند كه برنامهء رستگارى و عزّت در دنيا و آخرت را به آگاهى آنان برساند ، و اين را نمىدانند كه با شتاب در فرار براى رسيدن به خوارى و ضعف شتاب مىورزند ، و نه براى زودتر رسيدن به نيكى و خير ، و اين چيزى است كه در آخرت با آن رو به رو خواهند شد :
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ * خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ
، و اين دو آيه بيان واضحى براى آن است كه اهطاع به معنى شتاب ورزيدن است .
[ 37 - 39 ] و كافران از برابر رسول در صفهاى منظم واحد فرار نمىكنند ، بلكه در صفهاى مختلف مىگريزند ، بدان سبب كه شتاب كردن در گريز از حق ايستارى اساسى و اجتماعى و سياسى است كه فراريان به سبب وجود عوامل متفاوت در ميان ايشان اختيار كردهاند ، و همين امر اوضاع ايشان را پيرو هوسهاى مختلف ساخته و ، به گفتهء قرآن ، از مشرق و مغرب در حال فرارند :
«
عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ
- از راست و چپ پراكنده . » يعنى به صورت جماعتهايى كه هر يك منسوب به گروهى جز گروههاى ديگر است . و اصل عزى از نسبت است ، و تعزّى اليه يعنى به آن منسوب شد ، و العزية به معنى انتساب است ، ازهرى گفت : عزا فلان نفسه الى بنى فلان ، يعنى به آنان منتسب بود ، و أصل آن العزوة است . و چنان است كه گويى اعتزاء ( انتساب ) هر گروه به يك امر است . « 69 » و ديديم كه چگونه منحرف شدن از رسالت مردمان را به صورت مذاهب و طوايف مختلف درآورد ، در صورتى كه رسالت - اگر آن را مىپذيرفتند - همهء آنان را در يك گروه نيرومند با عزت درمىآورد . . . ولى آنان
هامش
( 68 ) - المدثر / 50 و 51 .
( 69 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 131 و 132 .