تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
باطل ايشان را بر ايشان زشت و ناپسند مىشمارد و مىگويد : «
أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
- آيا هر يك از ايشان طمع در آن بسته است كه به بهشت نعيم درآيد ؟ » / 379 در آيه اشاره‌اى به آن است كه آن كس درآمدن به بهشت را با دورى جستن از راه و در ورودى آن رد كرد ، چگونه مىخواهد به آن وارد شود ؟ آيا منتظر آن است كه كسى بيايد و او را كه خواستار درآمدن به بهشت نيست بگيرد و به آن داخلش كند ؟ «
كَلَّا
- هرگز چنين نخواهد شد . » اين كارى غير ممكن است و هيچ كس نمىتواند ، جز از راه در بهشت ، به آن داخل شود ، و حتما بايد براى اين داخل شدن سعى و كوشش كرده باشد ، و بال آرزو و طمع صاحب خود را جز به آتش و هلاكت نخواهد رساند . و پروردگار ما گفت : « يدخل » به صورت مبنى بر مجهول تا اين مطلب را بيان كند كه صاحب تمنى و آرزو خود تلاشى نمىكند ، و نجات خود را به توسط شخص ديگرى در آرزو مىپرورد ، ولى هيچ كس چنين كارى را براى او انجام نخواهد داد ، چه خدا و اولياى او دشمنان ويند ، و اما شريكان در اين كار سود و زيانى ندارند . سپس انسان در آن هنگام كه دربارهء آفريدگان خويش و بلكه دربارهء آفرينش خود مىانديشد ، به يك حقيقت مهم دسترس پيدا مىكند كه همهء آرزوها و آزمنديهاى او را از اساس برمىاندازد ، و آرزوها هرگز كسى را به بهشت پر نعمت در نمىآورد ، چه با اين نظر و تفكر هيچ چيزى را نمىيابد كه در خلأ و بدون قانون و سنت دوران كند ، و خود او نيز از اين جمله است . «
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ
- آنان را از آنچه مىدانند آفريديم . » و اين اشاره به آفرينش مادّى ( عناصرى كه از آن به وجود آمده ) و معنوى ( احوال و قوانين و سنتها ) انسان است و انديشهء ديگرى بيان كنندهء رابطهء ميان فرو ريخته شدن آرزوها به توسط قرآن و اشارهء او به آفرينش مردمان است ، و آن اين كه انسان داراى دو جنبه است كه ناگزير بايد مكمل يكديگر باشند . يكى از آن دو