از چپ و راست پراكنده شده و رسالت او را نمىپذيرفتند به كسان ديگرى تبديل كند كه از رسول فرمانبردارى نمايند و دعوت او را بپذيرند ، و هر دو قول صحيح است .
سپس خداى تعالى به يك حقيقت اساسى اشاره مىكند و آن اين كه :
« دنيا ، هر چند كه در آن سنت جزا تجلّى پيدا مىكند ، ولى ضرورى نيست كه خدا هر كس را در آن به جزايش برساند ، و سبب اين است كه دنيا دار ابتلاء و آزمايش است ، و دار جزا آخرت است ، و ايشان - يعنى كفار - بىمجازات نخواهند ماند و در روز قيامت به كيفر خود خواهند رسيد .
«
فَذَرْهُمْ
- پس آنان را به حال خود واگذار . » در دنيا .
«
يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا
- تا به گفتههاى باطل و بازى بپردازند . » / 383 پس همهء بهرهء خود را ببرند ، و به ارتكاب گناهان ادامه دهند تا چون به آخرت برسند هيچ بهرهاى براى ايشان بر جاى نمانده باشد ، و كارهايى كرده باشند كه به سبب آنها مستحق عقاب و عذاب بيشترى شدهاند ، و به همين جهت فرصت ايشان ، هر اندازه هم كه دراز باشد ، به دنيا محدود است .
«
حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
- تا با روز خودشان ملاقات حاصل كنند كه وعدهء آن به ايشان داده شده بود . » يعنى روز جزا كه در آن با خوارى و عذاب ملاقات مىكنند . و از مصاديق آن است روزى كه خدا آنان را از دنيا مىبرد . مگر اين نيست كه چون آدمى بميرد قيامتش برپا مىشود ؟ مگر اين نيست كه مرگ گفتههاى باطل و بازى ايشان را به پايان مىرساند ؟
اصل و ريشهء كلمه خوض داخل شدن در آب است ، و ( خاض بالفرس ) يعنى اسب را به داخل آب برد ، و خوض در غمرات و مهالك فرو رفتن در گردابها و