خود را بر اثر گمراهى / 378 متفرق و پراكنده كردند و در نتيجه گرفتار ضعف و ذلت شدند .
در روايات اشارهاى از رسول اللَّه ( ص ) به معنى « عزين » شده و آن را پراكندگى جماعتها و مذاهب دانسته است ، و جابر بن سمرة گفت :
رسول خدا ( ص ) در مسجد بر ما وارد شد و ما گروههاى پراكنده بوديم ، پس گفت :
« چرا شما را پراكنده ( عزين ) مىبينم ، چرا آن گونه صف نمىبنديد كه فرشتگان در نزد پروردگارشان بدان گونه به صف مىايستند ؟ » ، گفتند : مگر فرشتگان چگونه در نزد پروردگارشان صفآرايى مىكنند ؟ گفت : « صفهاى نخستين را كامل مىكنند و در صفها به يكديگر پيوسته مىشوند » . « 70 » و تفرق و پراكندگى نتيجهء كفر ورزيدن به خدا و رسالت است ، بدان سبب كه ايمان مردمان را در كنار يكديگر بر گرد محورى واحد كه همان محور حق است جمع مىكند ، امّا كفر اشكال گوناگون به خود مىگيرد و به صورت احزاب و افكار و رهبريهاى مختلف درمىآيد . و به قولى مقصود از كافران منافقان است كه به ايمان تظاهر مىكنند و كفر و تكذيب خويش را پنهان نگاه مىدارند ، « 71 » و درستتر عموميت دادن به معنى است كه كافران و منافقان را با هم شامل شود .
هنگامى كه انسان از راه بهشت رسول ( در رهبرى ) و رسالت ( همچون برنامه ) دور شود ، چگونه مىتواند به سعادت برسد ؟ و از كدام در وارد بهشت خواهد شد ؟ و به كدام وسيله ؟
انسان حق را از لحاظ راهنمايى و روش ، براى فرار از مسئوليّت و زحمت رد مىكند ، نه اين كه نسبت به حق نادان يا خشمناك باشد ، و اين در حالى است كه نفس او پيوسته خواهان رهايى از عذاب و دست يافتن به بهشت است ، و به همين سبب است كه به آرزوها و پندارها پناه مىبرد ، و قرآن نيز اين طمع و آرزومندى
هامش
( 70 ) - تفسير البصائر ، ج 49 ، ص 124 .
( 71 ) - چنين است در مجمع البيان ، و فخر رازى و علامهء طباطبايى و شوكانى صاحب تفسير فتح القدير نيز همين نظر را داشتهاند .