چنان كه به او فرمان رسيده عمل كرده است يا نه ، و آيا از كار بد و حرام بدان گونه كه نهى شده خوددارى ورزيده است يا نه . « 45 » غير مأمون و بيمه نشده بودن عذاب بدان معنى نيست كه خدا به عدل رفتار نمىكند ، بلكه بدان سبب است كه آدمى غير معصوم است ، و تنها حق را در نظر گرفتن براى او دشوار است و كمتر كسان مىتوانند چنين باشند . و امام صادق ( ع ) گفته است كه : « به نزد رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - آمدند و به او گفتند :
سعد بن معاذ از دنيا رفت ، پس رسول اللَّه ( ص ) از جاى برخاست و يارانش نيز با او برخاستند ، پس به شستن و غسل دادن سعد فرمان داد و خود در آستانهء در ايستاده بود ، و چون او را حنوط دادند و كفن پوشاندند و براى بردن بر تخت نهادند ، رسول اللَّه پا برهنه و بدون ردا در پى آن به راه افتاد و گاه طرف راست تخت را نگاه مىداشت و گاه طرف چپ آن را ، تا به قبر رسيدند ، پس رسول اللَّه ( ص ) به درون قبر فرود آمد و او را در لحد نهاد و خشت را بر آن قرار داد و پياپى مىگفت : مرا سنگى دهيد ، مرا خاك مرطوب دهيد ، و با آن ميان خشتها را مىپوشانيد ، پس از اين كار بياسود و خاك بر آن ريخت و قبر درست شد ، رسول اللَّه ( ص ) گفت :
« مىدانم كه آن كهنه و فرسوده مىشود و خرابى به آن راه مىيابد ، ولى خدا بندهاى را دوست دارد كه چون به انجام دادن كارى مىپردازد ، آن را درست و محكم انجام دهد » ، و چون خاك روى قبر صاف شد مادر سعد گفت : اى سعد ! بهشت بر تو مبارك باد ، پس رسول خدا ( ص ) گفت : اى أمّ سعد ! ساكت باش ، و از آنچه پروردگارت ممكن است انجام دهد به جزم سخن مگو ، چه سعد را پيروزيى رسيده است . پس چون پيامبر ( ص ) و ديگران از سر قبر بازگشتند ، به او گفتند : يا رسول اللَّه ما ديديم كه تو براى سعد كارى كردى كه براى هيچ كس ديگر چنان نكرده بودى ، بىكفش و ردا در پى جنازهء او روانه شدى ، پس او ( ص ) گفت :
فرشتگان بىكفش و ردا بودند و من به آنان تأسى كردم ، گفتند : و گاه طرف
هامش
( 45 ) - الميزان ، ج 20 ، ص 20 .