راست تابوت را مىگرفتى و گاه طرف چپ آن را ، / 369 گفت : دستم در دست جبرييل بود ، و هر جا را كه او مىگرفت من نيز مىگرفتم ، گفتند : به غسل او فرمان دادى و بر جنازهء او نماز گذاشتى و در گورش نهادى ، سپس گفتى كه سعد را پيروزيى رسيده ؟ گفت : پس رسول اللَّه ( ص ) گفت : آرى ، در اخلاق و رفتار او با خانوادهاش كجى خلق وجود داشته است » . « 46 » پنجم : عفت جنسى .
آنچه نمازگزاران را از صفت هلع دور مىسازد ، سيطره و تسلط كامل ايشان بر شهوتهايشان است ، پس در حالى كه ديگران را غريزهها و هواهاى نفسانى ايشان به حركت درمىآورد ، مؤمنان به صورت كمّى و كيفى بر اساس ارزشها به عمل برمىخيزند ، و همين به آنان ثبات و استوارى شخصيّت مىبخشد .
«
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
- و كسانى كه فرجهاى خود را حفظ مىكنند . » تفسير ارتباط ميان اين آيه با دو آيهء مقدّم بر آن دربارهء ترس از عذاب در حديثى از امير المؤمنين - عليه السلام - آمده است كه گفت : « هر كه اشتياق رسيدن به بهشت داشته باشد ، مىبايستى از شهوتها دست بكشد ، و هر كه از آتش در هراس باشد ، بايد از محرّمات پرهيز كند » ، و همين گفته دربارهء ارتباط موجود ميان عقيدههاى انسان مؤمن و رفتار او را مورد تأكيد قرار مىدهد ، و نمازگزار واقعى آن كس است كه ارزشهاى ايمانى را به حقايق واقعى در زندگى خود ترجمه كند ، پس تصديق كردن به روز جزا و ترسيدن از عذاب تنها گفتههايى نيست كه بر زبانها مىگذرد ، يا افكارى كه بر ذهنها خطور مىكند ، بلكه واقعيتى قابل احساس در شخصيت ايشان است .
با تأمل و تدبّر در معانى آيهء كريمه به حقايق ذيل هدايت مىشويم :
الف : استثناى
أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
شامل مرد و زن همسر يكديگر
هامش
( 46 ) - بحار الانوار ، ج 6 ، ص 220 .