كمتر و بيشتر ، خارج مىكند و آن را به خويشاوندان نيازمند خود مىدهد ، و زحمت زندگى را از دوش آنان مىكاهد » ، « 37 » و اين توجيه نزديكتر است ، بدان سبب كه انفاق مستحبّ بيش از انفاق واجب دلالت بر رسوخ ايمان در قلب دارد .
هنگامى كه نمازگزاران به اين گونه از انفاق مىپردازند ، خود را / 365 برتر از كسانى نمىشمارند كه به آنان انفاق كردهاند ، بلكه در ژرفناى جان خود چنان احساس مىكنند كه اين بخشيدن « حق » و پرداختن آن بر ايشان واجب بوده است ، و همين امر آنان را از ريا و منت گذاردن و آزار رساندن به ديگران محفوظ مىدارد .
سپس آنان ، از لحاظ اقتصادى ، در انفاق كردن خود تعادل و موازنه را در نظر مىگيرند ، و نه اسراف مىكنند و نه ناخن خشكى نشان مىدهند ، بلكه اين انفاق را با در نظر گرفتن حسابى دقيق عملى مىسازند ، و بنا بر اين انفاق ايشان ، چنان كه در قرآن به آن اشاره شده « معلوم » و حساب شده و مطابق برنامهاى است .
سوم : تصديق به آخرت .
«
وَ الَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ
- و كسانى كه روز دين و جزا را قبول دارند . » علّامهء طبرسى گفته است : به آن ايمان دارند كه روز جزا بدون شك حق است ، « 38 » و در الكشاف چنين آمده : تصديق كردنى با اعمالشان و آماده بودن براى آن روز . « 39 » و از آن جهت آخرت « يوم الدين » خوانده شده است كه در آن جزا مىدهند و در آن ميزانى براى محاسبه وجود دارد ، و براى آن كه حاكميت مطلق در آن روز مخصوص دين خداى عزّ و جلّ است . و در صورتى كه دنيا محل چيرگى رفت و برگشت قدرت ميان حق و باطل است ، آخرت به صورت مطلق به حق تعلق دارد .
و تصديق نمازگزاران به آن روز و حقايقى كه در آن است ، بر دو گونه است : يكى تصديق قلب با ايمان و يقين راسخ به اين كه آخرت حق است و وقوع پيدا خواهد
هامش
( 37 ) - همان جا ، ص 385 .
( 38 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 356 .
( 39 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 612 .