تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
است : محروم كسى است كه از سؤال كردن شرم دارد و مردمان او را بىنياز تصور مىكنند و به همين سبب ناكام و محروم مىماند ، « 35 » و اين دليلى بر آن است كه مؤمنان اموال خود را به نيازمندان انفاق مىكنند و اين را مىدانند كه آنان محتاج به انفاق‌اند . . . پس منتظر سؤال كردن آنان نمىمانند ، بلكه آن را به سائلان مىدهند و خود در صدد يافتن محتاجان برمىآيند تا مال خود را در راه خدا به آنان انفاق كنند و در تاريخ آمده است كه : امام زين العابدين ( ع ) در حالى به شهادت رسيد كه در شانهء او اثر انبانى پر از نان و خرما بر جاى مانده بود كه هر شب آن را بر دوش مىنهاد و به در خانهء فقيران و نيازمندان مىرفت و محتوى آن را ميان ايشان تقسيم مىكرد . از روايات چنان برمىآيد كه انفاق مورد نظر در اين آيه آن انفاق واجب شدهء در شريعت نيست ، بلكه انفاق مستحبى است كه نمازگزاران قربة الى اللَّه تعالى به اداى آن مىپردازند . و امام صادق ( ع ) گفته است : « خداى عزّ و جلّ براى فقيران در مال ثروتمندان سهمى را واجب كرده است كه در برابر پرداختن آن ستايش نمىشوند ( يعنى فضيلتى نيست كه با ادا كردن آن شايستهء مدح شوند ) و آن زكات نام دارد ، به آن خونشان محفوظ مىماند ، و مسلمان ناميده مىشوند ، ولى خداى عزّ و جلّ در اموال توانگران حقوق ديگرى جز زكات نيز قرار داده و گفته است :
وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ
پس حق جز زكات است ، و آن چيزى است كه شخص اداى آن را از مالش بر خود واجب مىكند ، و واجب است كه آن را به اندازهء تاب و توان و وسعت مالش بر خود واجب سازد ، پس آنچه را كه بر خود واجب كرده است ، اگر بخواهد روزانه ، و اگر بخواهد در هر جمعه ، و اگر بخواهد در هر ماه ادا مىكند » . « 36 » و همچنين از او روايت شده است كه گفت - عليه السلام - : « او مردى است كه خدا مالى به او بخشيده است و او از آن هزار و دو هزار و سه هزار ، و
هامش
( 35 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 130 . ( 36 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 384 .