تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
سائل كسى است كه نيازمندى خود را به مردمان عرضه مىكند و خواستار مدد و يارى از ايشان مىشود ، كه ممكن است واقعا محتاج باشد يا گاه چنين نباشد ، ولى بزرگوارى نمازگزاران و عزت ايشان مانع آن است كه چشم به راه آن باشند تا كسى با سؤال كردن دست نياز به سوى ايشان دراز كند و مالى به ايشان بدهد كه حتى مقدار آن هم زياد باشد . و چون سائلى در خانهء سيّد الشهداء ( ع ) را كوبيد ، كيسه‌اى از پولهاى نقد فراوان در اختيار او گذاشت و به صورت او نگاه نكرد ، بلكه از پشت در دستش را با كيسه به طرف او پيش برد . و مجلسى چنين گفته است : پس حسين سلام كرد و گفت : « اى قنبر ! آيا از مال حجاز چيزى بر جاى مانده است ؟ » گفت : آرى ، چهار هزار دينار ، پس گفت : « آن را بياور كه كسى نيازمندتر از ما به آن آمده است » ، سپس لباس خود را كند و دينارها را در آن پيچيد و دست خود را از ميان دو لنگه در بيرون آورد تا اعرابى شرمگين نشود و اين شعرها را انشاد كرد :
خذها فإنى إليك معتذر * و اعلم بأنى عليك ذو شفقة
آن را بگير كه من از تو عذر مىخواهم * و بدان كه نسبت به تو محبت دارم
لو كان في سيرنا الغداة عصا * أمست سمانا عليك مندفقة لكن ريب الزمان ذو غير * و الكف مني قليلة النفقة
ولى پيشامد روزگار دگرگونيها دارد * و دست من كمتر مىتواند انفاق كند گفت : پس اعرابى آن را گرفت و گريست ، پس به او گفت : « شايد آنچه را كه به تو داديم اندك يافتى ؟ » ، گفت : نه ، ولى خاك چگونه مىتواند بخشش تو را بخورد ؟ « 34 » اما محروم از دو لحاظ با سائل تفاوت دارد : يكى اين كه نيازمندى او قاطعتر است و او مستحق انفاق است ، و ديگر آن كه حيا او را از سؤال كردن باز مىدارد . . . و در تفسير / 364 رازى و مجمع البيان و الميزان و كشاف بدين گونه آمده
هامش
( 34 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 190 .