«
الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ
- كسانى كه نماز گزاردن خويش را پيوسته ادامه مىدهند . » زمخشرى گفته است : « مواظب اداى آنند ، و خللى در آن وارد نمىكنند ، و خود را به جاى گزاردن آن به كارى ديگر مشغول نمىسازند » ، « 30 » و در الدر المنثور از ابن مسعود چنين روايت شده است كه گفت : بر مراقبت آن ، و از عقبة بن عامر كه گفت : كسانى كه چون نماز مىگزارند توجهى به چپ و راست نمىكنند ، « 31 » و اين همه درست است ، جز اين كه آيه براى آن آمده است كه بعدى كاملتر و درستتر را از نماز بدان گونه كه اسلام به آن مىنگرد ، و نمازگزاران حقيقى چنان مىكنند ، در اختيار ما قرار دهد ، و آن نماز دايمى است كه نتيجهء آن برقرار شدن ارتباط پيوسته با پروردگار كاينات در قيام و قعود در ساعتهاى شب و اطراف روز است .
بعضى نماز را به صورتى نادرست فهميده و آن را مجرّد شمارهاى از ركعتها و ذكرهايى دانستهاند كه فرد مسلمان آن را در وقتى مخصوص انجام مىدهد ، و رابطهء آن را كه ستون دين است ، / 361 با مفردات زندگى و رفتار نمازگزار قطع كردهاند .
ولى نمازى كه اسلام خواهان آن است ، پيوند دايمى ميان بنده و پروردگار او است ، و عبادت متعارفى چيزى جز رمز و نمودارى از جوهر آن نيست . پس مسلمان حقيقى در زندگى بريده شدهء از نماز به سر نمىبرد ، و صلات را به وقت معين محدود نمىكند ، و اگر با ارزشها و هدفهاى آن در يكى از آنها مخالفت كند ، در نظر او پسنديده نيست ، پس در معامله مردمان را فريب نمىدهد ، و سخن دروغ نمىگويد ، و حق مردم را تمام و كمال به ايشان مىدهد ، و غيبت نمىكند ، و بر كسى تهمت بىدليل نمىبندد ، و از ستمگران طرفدارى نمىكند و . . . و . . . بدان سبب كه همهء اينها روح و معنى و پاداش نماز او را نابود مىكند . . . پس نماز مىبايستى از هر كار زشت و بد فردى و اجتماعى جلوگيرى كند ، و ناگزير بايد فرد مسلمان از هر كس جز
هامش
( 30 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 612 .
( 31 ) - الدر المنثور ، ص 266 .