تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
به همان گونه كه چون خيرى به او رسد چندان از خود بىخود و شادمان نمىشود كه مانع ترس او از عذاب و طمع او به ثواب گردد . . . و شايد اين انديشه براى ما رابطهء ميان سخن گفتن قرآن از منظره‌هاى قيامت ( آيات 8 - 18 ) و سخن گفتن از انسان ( 19 - 21 ) را آشكار سازد . پژوهندهء در آيات قرآنى به اين نتيجه مىرسد كه وحى سخنى از صفات بد و سلبى انسان نمىگويد مگر آن كه با سخن گفتن از آخرت زمينه را براى ما فراهم نياورده باشد ، يا يادآورى از آخرت را به آن ملحق كند كه درمان شفا دهنده‌اى براى آن است . [ 22 - 35 ] ثانيا : نمازى كه معراج مؤمنان براى رسيدن به فضيلت و وسيله‌اى براى تزكيه و تربيت ذاتى است . آيا اين وسيله‌اى نيست كه خدا به ما سفارش كرده است كه خواستار آن باشيم تا به او نزديك شويم ؟ آيا نماز ريسمان خدا و سفينهء نجات آدمى از باطل و شر نيست ؟ . . . چرا هست ، ولى مىبايستى كه نماز را خوب بفهميم و آن را با شرايطش اقامه كنيم كه قرآن بيان كرده است ، تا از صفت هلع و ديگر صفات بد رهايى يابيم ، و با نفسهاى خود از لحاظ روانى و رفتارى به افقهاى كمال و فضيلت بالا رويم ، چه انسان سخت گرفتار هلع است . «
إِلَّا الْمُصَلِّينَ
- مگر نمازگزاران . » / 360 كسانى كه حقيقت نماز را دريافته و آن را در زندگى خود اقامه كرده‌اند . . . دريافته‌اند كه آن پيوستگى دايم و بدون انقطاع با خدا است ، و اين كه جهان در هر ساعت و لحظه به فرمان او است . . . نماز را برنامهء كاملى شناخته‌اند كه به همهء شؤون زندگى و مفردات خاص و عام آن ، از فردى و اجتماعى و پرورشى و اقتصادى و . . . و . . . وابستگى دارد ، نه نماز قشرى و همچون پوست كه منحصر به ركوع و سجود و بعضى از ظواهر است كه اين در مفهوم قرآن نماز نيست ! قرآن تفصيلى دربارهء چگونگى نماز و شمارهء ركوع و سجود آن در اختيار ما قرار نمىدهد ، بلكه صلات ربانى را با بيان صفات نمازگزاران واقعى در نزد خدا بدين گونه در اختيار ما قرار مىدهد : اول : مواظبت بر نماز و استمرار آن .