گفته است : و روا است كه آدمى بر اين صفات ناپسنديده آفريده شود ، چه آن جريانى همچون جريان آفرينش شهوت قبيح دارد تا آن كس كه چنين شهوتى دارد از آن پرهيز كند ، بدان سبب كه تحمل رنج و محنت در تكليف جز با منازعهء با نفس در امر قبيح صورت پذير نمىشود كه بايد به خاطر خدا از آن دورى جويد ، به همان گونه كه بايد خوب و زشت در عقل از يكديگر باز شناخته شوند تا بتواند / 358 از يكى دورى جويد و به انجام دادن ديگرى بپردازد . « 26 » و در التفسير الكبير چنين آمده است : قاضى گفت كه گفتهء خدا در اين آيه ، نظير گفته او است كه
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ
كه مراد از آن اين نيست كه آدمى بر اين صفت شتابزدگى آفريده شده است ، و دليل اين است كه خداى تعالى آن را براى وى مذموم و ناپسنديده شمرده است ، و خداى تعالى فعل خود را ناپسند نمىشمارد ، و نيز به اين دليل كه خدا آن مؤمنان را كه تلاش مىكنند تا اين خصلت ناپسند را ترك گويند مستثنى كرده است ، و اگر اين خصلت ضرورى مىبود و نتيجهاى از آفرينش خداى تعالى ، هرگز قادر بر ترك آن نمىشدند ، « 27 » و فخر رازى به تفصيل در اين باره سخن گفته و هلع را قرار گرفتهء بر دو امر دانسته است : يكى نفسى كه ناآشكار و باطنى است ، و ديگرى فعلى كه آشكار و ظاهر است ، و همان دليل بر قسمت باطنى است ، و گفت : اما آن حالت نفسانى بدون شك به آفرينش خداى تعالى حدوث پيدا كرده است ، پس بر سبيل اضطرار ( و جبر ) مخلوق است ، و افعال ظاهرى از گفتار و كردار را ممكن است انسان ترك كند يا به انجام دادن آنها بپردازد ، پس اينها از امور اختيارى است . « 28 » آنچه آشكار است اين كه صفت هلع صفتى ذاتى و جايگزين شدهء در طبيعتهاى نخستين انسان است ، و خدا آنها را بيان مىكند و به مذمّت آنها مىپردازد
هامش
( 26 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 121 .
( 27 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 128 - 129 .
( 28 ) - همان جا ، 129 با تصرف .