تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
«
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ
- پس او را امروز در اين جا دوستى وجود ندارد . » حميم به معنى دوست و نزديكى است كه دربارهء كسى اهتمام مىورزد و از او حمايت مىكند ، چه همانندان او از مجرمان به خود مشغولند و فرصتى براى رسيدگى به ديگران ندارند ، و اما مؤمنان ، به سبب كفر ورزيدن او به خدا دشمنان اويند و او دشمن آنان ، و كيست كه جرأت / 311 شفاعت از كسى كند كه گرفتار خشم و غضب خداى بزرگ شده است ؟ ! و شايد براى آيه سايه‌هايى پيوسته به روابط اجتماعى انسان وجود داشته باشد ، و شايسته آن است كه آدمى به جستجوى چيزى برخيزد كه براى او دوام پيدا كند و در دو دنيا به كارش بخورد ، و اصحاب شمال دوستان و ياران فراوان دارند ، بالخاصه مترفان و صاحبان سلطه در ميان ايشان ، ولى از آنان حمايت نمىكنند و در قيامت به پرسشى دربارهء آنان نمىپردازند ،
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
. « 81 » اما خوراك ايشان چنان است كه مجرمان نزديك آنند كه از گرسنگى هلاك شوند ، بدان سبب كه چيزى براى خوردن نمىيابند ، و در آن هنگام كه گرسنگى سخت به آنان فشار و آزار وارد مىسازد و خواستار چيزى براى خوردن مىشوند ، خوراكى براى آنان مىآورند كه خود گونه‌اى از سخت‌ترين عذابها است . «
وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
- و طعامى جز چرك دوزخيان وجود ندارد . » قمّى گفته است : غسلين عرق كافران « 82 » و غسالهء بدنهاى آنان است ، و در الدر المنثور از ابن عباس روايت شده است كه گفت : گمان مىكنم كه آن زقّوم باشد ، و در خبرى ديگر : ( آن ) خون و آبى است كه از گوشتهاى ايشان پس از ديدن عذاب ، ترشح و روان مىشود ، « 83 » و در التّبيان آمده است كه قطرب گفت : ممكن است كه ضريع ( خارتر ) همان غسلين باشد كه از آن به دو عبارت تعبير شده
هامش
( 81 ) - الزخرف / 67 . ( 82 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، در ضمن تفسير آيه . ( 83 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 263 .