تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
رسول اللَّه ( ص ) گفته است : « دوست ترين بندگان خدا در نظر خدا جل جلاله آن كس است كه سود بيشترى از او عايد بندگان ديگرش شود ، و بهتر حق او را به بندگانش برساند » ، « 78 » و در حديث قدسى آمده است كه خداى عزّ و جلّ گفت : « آفريدگان عيال و جيره خواران من‌اند ، پس آن كس از ايشان را بيشتر دوست مىدارم كه نسبت به آنان مهربانتر باشد ، و در برآوردن نيازمنديهاى ايشان تلاش بيشتر انجام دهد » ، « 79 » و چون فكر خويش را در ارتباط ميان كفر ورزيدن نسبت به خدا و اقدام نكردن براى رساندن طعام به مسكينان متمركز سازيم ، به اين نتيجه رهبرى مىشويم كه اشخاص مورد نظر در دو آيه هيچ راه خلاصى در آخرت ندارند ، و بدون رحمت گرفتار عذاب مىشوند ، بدان سبب كه آنان نه ايمانى به خدا دارند كه از لحاظ دينى آنان را به عمل صالح برانگيزد ، و نه از انسانيت برخوردارند كه از اين طريق آنان را به احسان تشويق كند ، چه اگر انسان كافر يا مشرك باشد ، ولى بازمانده‌اى از انسانيت در وجود او مشاهده شود ، همين انسانيت او را تا حدى به كار خير وامىدارد ، و اگر به سبب ايمان از بينوايى تخفيف عذاب نكند ، از لحاظ انسانيتش چنين خواهد كرد ، چه خداى تعالى پاداش نيكوكاران را خواهد داد . چون در پرتو ايمان به ايمان به اين انديشه مؤمن شويم كه پاداش اخروى تصويرى از عمل انسان و اختيار او در دنيا است ، طرز معاملهء اصحاب شمال خودخواه با نانخواران مسكين خدا در دنيا عاملى است كه نوع معاملهء خدا را با ايشان در روز جزا تعيين مىكند . زمخشرى گفته است : دو دليل نيرومند براى بزرگى جرم محروم نگاه داشتن مساكين وجود دارد ، يكى از آنها : معطوف بودن آن به كفر و آن را قرينه‌اى براى كفر دانستن ، و ديگرى : ياد كردن از حض و برانگيختن ديگران براى اطعام مساكين براى آن است كه ترك كردن آن چنين منزلت زشت و بدى دارد ، پس واى بر ترك كنندهء آن ! « 80 »
هامش
( 78 ) - بحار الانوار ، ج 77 ، ص 152 . ( 79 ) - اصول الكافى ، ج 2 ، ص 199 . ( 80 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 605 .