تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
مترفان به آن نيازمندند كه اين انديشه را در ذهنهاى خود حاضر داشته باشند تا مگر آنان را به دادگرى و به كار بردن سلطه در راه مورد رضاى خداى عزّ و جلّ هدايت كند . . . و دو آيهء
ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
زبان حال هر گردنكش و حاكمى است كه دست قدرت و مجازات در دنيا ، پيش از آخرت او را فرو كوفته است . دوم : سلطان به معنى اراده ، چه صورت آشكار از كلمه هيمنه‌اى است كه ارادهء شخص تسلط يافته را نافذ و روان مىسازد ، و اين يكى با هر معنايى كه كلمه به آن اشاره مىكند سلب مىشود ، بدان سبب كه سلطه مخصوص حق است و هر كس كه به آن تمسّك كرده باشد . / 304 آيهء بعدى در آن جا به اين معنى تأكيد مىكند كه خدا به فرشتگان عذاب فرمان مىدهد كه بر دشمنان او غل و زنجير نهند كه همچون علامتى براى سلب شدن آزادى از ايشان بوده باشد ، و چنان شود كه در ضمن عذاب ديدن حتى قدرت تكان خوردن هم نداشته باشند . «
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ
- او را بگيريد و با غل و زنجير ببنديد . » « پس واى بر گرفتارى كه عشيره‌اش نمىتوانند او را نجات دهند و از قبيله‌اش براى او كارى برنمىآيد » ، رسول اللَّه ( ص ) گفت : « سپس صحيفه و نامهء او مىآيد كه در پشت سر او پرواز مىكند و در طرف دست چپ او قرار مىگيرد ، و آن گاه فرشته‌اى مىآيد و سينه‌اش را مىشكافد تا به پشتش برسد ، و سپس دست چپ او را مىپيچاند و به او مىگويد : نامه‌ات را بخوان و او مىگويد : اى فرشته ! چگونه بخوانم و حال آن كه جهنم پيش روى من است ؟ گفت : پس خدا مىگويد : گردنش را بكوب ، و ستون فقراتش را بشكن ، و پيش سرش را به سوى پاهايش بكش ، و سپس مىگويد كه او را بگيريد و دربند كنيد ، و براى بزرگداشت گفتهء خدا هفتاد هزار فرشتهء غلاظ و شداد با يكديگر به مسابقه مىپردازند : بعضى به كندن ريشهاى او مىپردازند ، بعضى ديگر به شكستن استخوانهايش ، گفت : پس مىگويد : چرا رحم نمىكنيد ؟ گفت : پس مىگويند : اى بدبخت ، چگونه به تو
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 321 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي