خود نمىخواند بلكه تنها خود شرمسار است و از آنچه در آن مىبيند گرفتار حسرت مىشود ، تا آن حد كه آرزو مىكند كه كاش پيش از خواندن كتاب او را براى چشيدن عذاب روانه مىكردند .
فخر رازى گفته است : و بدان كه چون او در كتاب خود مىنگرد و كارهاى زشت خويش را در آن مشاهده مىكند ، شرمسار مىشود و عذاب حاصل از اين شرمسارى براى وى از عذاب آتش پيشى مىگيرد ، پس مىگويد : كاش مرا با آتش عذاب داده بودند ، و اين نامه را كه يادآور كارهاى زشت من است عرضه نكرده بودند ، تا گرفتار اين شرمسارى نشوم ، و اين تو را از آن آگاه مىسازد كه عذاب روحانى سختتر از عذاب جسمانى است ، « 61 » و بيشتر مفسران همين گونه اظهار نظر كردهاند . سپس قرآن به زبان حال اصحاب الشمال چنين مىگويد :
«
وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ
- و نمىدانستم كه حسابم چگونه است . » كه اين دليلى بر وجود سه گونه عذاب است : عذاب رسوا شدن در ميان مردم كه به محض داده شدن كتاب به دست دوزخيان بر آنان فرود مىآيد و اهل محشر از آن آگاه مىشوند كه آنان از زيانكاران و معذّباناند ، و عذاب نفسى و روانى ( با شرمسارى و پشيمانى ) كه با نگريستن در صفحههاى سياه شدهء نامهء اعمالشان بر اثر كارهاى زشت و گناهانى فراهم آمده است كه خود نويسندهء آنها بودهاند ، و سوم عذابى كه هنگام وارد شدن به آتش با آن رو به رو مىشوند ، و به همين جهت آرزو مىكنند كه كاش مرگ دنيايى ايشان پايان كار مىبود و بعث و حساب و جزايى پس از آن وجود نمىداشت .
/ 301 «
يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ
- كاش ( با آن مرگ ) كار پايان مىپذيرفت . » « قاضية » چيزى است كه با آن همه چيز به پايان مىرسد . هنگامى كه به دقت در آيات نظر كنيم ، به حقيقتى لطيف راهنمايى مىشويم ، و آن از تكرار شدن صيغهء آرزو بر زبان اصحاب آتش ( آيات 25 - 27 ) حاصل مىشود ، و آن
هامش
( 61 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، در ضمن تفسير آيه .