فرستادن و تقديم كردن چيزى است كه اميد آن دارى كه به تو بازگردد و همچون وام دادن است ، و به همين سبب گفته مىشود : اسلف فى كذا ، در صورتى كه مالى از خود از پيش تقديم كرده باشد . « 59 » آنچه به نظر من مىرسد اين است كه روزه داشتن يكى از مفردات إسلاف و از پيش فرستادن است ، ولى كلمه عموميت دارد و همهء اعمال صالح را شامل مىشود ، همچون انفاق و جهاد و نماز و . . . كه پس از فضل خدا بهاى بهشت است و : « چه فراوان است تفاوت ميان دو عمل : يكى عملى كه لذت آن از ميان مىرود و نتيجهء بد و بازخواست در خصوص آن بر جاى مىماند ، و ديگرى عملى كه رنج آن زايل مىشود و پاداش آن باقى مىماند » ، « 60 » و همين تفاوت ميان اصحاب آتش و اصحاب بهشت است .
[ 25 - 27 ] و سياق قرآن در مصور ساختن جزاى كفارى پيش مىرود كه نامههاى به دست چپ گرفتهء شدهء آنان از شومى و بدى عاقبت ايشان حكايت مىكند ، تا بدين گونه معادلهء بيم و اميد در ذهن انسان توازن پيدا كند ، و در افقهاى نزديكى به خدا بالا رود ، در حالى كه اميد او را به عمل صالح بيشتر برمىانگيزد ، و ترس خدا او را از مرتكب شدن كارهاى حرام و زشت باز مىدارد .
«
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ
- و امّا آن كه كتابش را . » / 300 كه هر چه در آن است خود فراهم آورده و نوشته است ، «
بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ
- به دست چپش دادهاند ، خواهد گفت كه كاش كتابم را به دستم نداده بودند . » و اين آيه اندازهء تفاوت ميان دو نفر را آشكار مىسازد : اولى آن كس كه از شادى نزديك است با كتابش پرواز كند ، و ديگران را به خواندن آن دعوت مىكند تا در شادى شريك او شوند ، و ديگرى آن كس كه ديگران را به خواندن كتابنامهء
هامش
( 59 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، در تفسير آيه .
( 60 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار ، 121 .