تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
/ 296 يعنى زندگى كاملى كه هيچ نقص و عيبى در آن مشاهده نمىشود ، چه خشنودى وقتى فراهم مىآيد كه آدمى احساس كمال و نبودن نقص كند ، و قرار گرفتن مؤمن در يك زندگى مايهء خشنودى دليل بر رسيدن او به قلهء رضايت است ، زيرا كه رضايت محيط و معيشت جزئى از رضاى او است كه آن را عزيز مىدارد ، پس در محيط او چيزى يا كسى ناراضى وجود ندارد كه سبب پيدايش ناخرسندى در و جدان او شود ، و نعيم بهشتى و حوران و هر چيز ديگر آن مؤمن را خوشحال و خشنود مىسازد . در آيه انديشه‌اى عميق وجود دارد ، و آن اين كه : مؤمن به هر جا كه وارد شود ، محيط آن را دوست مىدارد ، و به زندگى در آن انس مىگيرد ، بدان سبب كه هر جا كه باشد مبارك است ، و مردمان و جانوران و گياهان و حتى زمين و جمادات كه با رابطه‌اى به او ارتباط دارند ، از او خرسندند ، پس او به مردم خدمت مىكند ، و براى ايشان خود را به زحمت مىاندازد ، و به حيوانات محبت نشان مىدهد ، و گياه را مىچراند و زمين را اصلاح مىكند ، و هر چيز را در اطاعت از پروردگارش به خدمت مىگيرد و براى هدفهاى مخصوص آن به كار مىبرد ، و از همين جا احساسى درونى حاكى از رضايت در وى پديد مىآيد ، و پيرامون خود را همچون محيطى از خشنودى مىسازد ، در صورتى كه كافر كاملا بر عكس اين است ، جانى خشمگين دارد ، و هر چيز نسبت به او خشمگين است ، بدان سبب كه ارتباط و پيوند او با محيطش سالم نيست . رسول ( ص ) گفت : « مردمان بر دو گونه‌اند : گروهى مايهء آسايش و راحت ديگران را فراهم مىآورند و گروهى ديگر به استراحت مىپردازند ، و اما آن كه استراحت مىكند مؤمن است كه چون از دنيا برود از شرّ دنيا و بلاى آن راحت مىشود ، و اما آن كه مايهء راحتى ديگران مىشود كافر است كه چون بميرد درخت و جنبندگان و بسيارى از مردمان از شر او راحت مىشوند » ، « 53 » چه آنان از وى راضى نيستند و با
هامش
( 53 ) - بحار الانوار ، ج 6 ، ص 151 .