تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
قيامت به خواندن آنها دعوت مىكنند . [ 20 ] خداوند متعال تأكيد مىكند كه ايمان داشتن به جزا ( الآخرة ) اصل و ريشهء هر كار خير است ، و اساس هر عمل صالح در زندگى مؤمنان ، و اين همان انگيزه‌اى است كه در پشت سر صالحات قرار گرفته است ، و وجه مشترك ميان همهء آنها است ، و اين حقيقت هنگامى آشكار مىشود كه استقراء دقيقى در زندگى يكى از اصحاب يمين ، كه اين حقيقت را در صفوف محشر در آن روز آشكار مىسازد ، به عمل آوريم : «
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
- چنان گمان مىكردم كه امروز با حساب خويش ملاقات مىكنم . » نگفته است كه « خواهم دانست » يا از حساب خود « آگاه خواهم شد » ، بدان سبب كه آدمى بر نفس خود بصير و آگاه است و همو است كه كتاب اعمال خويش را شخصا مىنويسد . . . بنا بر اين از حساب خود ، و لو به صورت اجمالى ، آگاهى دارد ، پس مؤمنان چگونه به محاسبهء حسابهاى خويش مىپردازند ؟ مقصود آن است كه به زودى با كسى رو به رو خواهم شد كه او خدا است و به حساب من رسيدگى مىكند و به سزاى خود خواهم رسيد ، بدان سبب كه آنچه به ذات خود مقصود است پس از حساب است . و معنى آيه آن مىشود كه : آنچه در كتاب از صالحات مىخوانيد ، ميوهء درخت ايمان به آخرت است ، و روييده‌اى است كه ريشهء آن به همين باز مىگردد . در معنى « ظن » و گمان تعبيرهاى مفسران با يكديگر اختلاف دارد ، زمخشرى و پيرو او فخر رازى گفته‌اند : يعنى دانستم ، و از آن جهت گمان به جاى علم نشسته است كه گمان غالب ، در عادات و احكام ، جانشين علم مىشود ، و مىگويند : « بر گمانى همچون يقينم كه كار فلان / 295 و فلان خواهد شد » ، « 51 » و اين طرز تصور ضعيف است ، بدان سبب كه براى آن كه ظن در اين جا به معنى علم و يقين
هامش
( 51 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 603 .