باشد كه اغلب مفسران بر آن رفتهاند و نصوص بر آن دلالت دارد ، سست و ضعيف مىنمايد . امام على ( ع ) در مورد كسى كه دربارهء اشكالاتى در معنى آيهء
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
و آيهء
وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
از او پرسش كرده بود ، گفت : آيهء
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
مىگويد كه « من گمان كردم كه برانگيخته مىشوم و مجاب مىشوم » ، و اين گفتهاش براى منافقان است كه :
وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
كه ظن ذكر شدهء در آن به معنى ظنّ شك است ، و ظن يقين نيست ، و ظن بر دو گونه است : ظن شك و ظنّ يقين ، پس هر ظن كه دربارهء معاد باشد ظن يقين است ، و آنچه به امر دنيا ارتباط پيدا كند ظن شك » . « 52 » به نظر من چنان مىرسد كه ظن در اين آيه مرحلهاى پيشرفته از علم و يقين است ، بدان سبب كه به معنى حاضر كردن و تصور است ، چه مؤمنان پرهيزگار فكر خود را دربارهء آخرت متمركز مىسازند و صحنههاى غيبى آن را چنان تخيّل مىكنند كه در برابر چشمانشان حضور پيدا كرده است ، پس گاه بهشت را با نعيمى كه در آن است تصور مىكنند ، و گاه به تصور آتش و عذاب سخت آن مىپردازند ، و اين همان عاملى است كه بيم و اميد را در آنان به وجود مىآورد ، و بلكه بهشت و دوزخ را با كمال وضوح در اعمال دنيوى خويش مشاهده مىكنند .
يقين مؤمنان به وجود حساب ، آنان را در زندگى بر اساس همين يقين به حركت درمىآورد ، پس خود به حساب خويشتن مىرسند ، و در آن مىكوشند كه صفحات كتابنامهء عملشان منوّر شده از صالحات اعمال باشد ، و به همين سبب لغت و زمان ايشان در زندگى لغتى رياضى است كه در آن حسابهاى دقيق در روابط و زمانها و كوششها و انفاق و . . . و . . . ايشان مشاهده مىشود .
[ 21 - 23 ] وحى گوشهاى از نعيم هر يك از اصحاب يمين را آشكار مىسازد و مىگويد :
«
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
- پس در زندگى مايهء رضايت و خشنودى به سر مىبرد . »
هامش
( 52 ) - كتاب التوحيد شيخ صدوق ، ص 267 .