تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
«
فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ
- مىگويد كه اينك بياييد و نامهء مرا بخوانيد . » علامهء طبرسى گفته است كه « هاؤم » امر به جماعت و همچون هاكم است . ( و اضافه كرده : ) به منزلهء بگيريد است ، و اين را از روى شادى و اتكاى به عملش مىگويد كه در آن چيزى جز فرمانبردارى وجود ندارد ، پس از آن شرم ندارد كه ديگرى به آن نظر افكند ، « 46 » و رازى گفته است : و اين دليل بر آن است كه به منتها درجهء از سرور و شادى رسيده و چنان دوست دارد كه آن را بر ديگران آشكار سازد تا از آنچه به او رسيده است شادمان شوند ، « 47 » و شايد خطاب وى متوجّه به برادرانش از اصحاب / 293 بهشت و مخصوصا پيشوايان حقى باشد كه خدا آنان را در حساب به عنوان ميزانهايى براى امتها منصوب كرده است ، چنان كه او سبحانه و تعالى گفت :
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا
. « 48 » امام صادق - عليه السلام - گفت : « حساب هر امتى را امام زمانش محاسبه مىكند ، و امامان دوستان و دشمنان خود را از مشاهدهء چهرهشان باز مىشناسند ، بنا بر گفتهء خداى تعالى :
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ
كه اين رجال همان امامانند « كلا بسيماهم » كه هر يك را از روى سيما و چهره‌اش مىشناسند ، و آن گاه كتاب و نامهء عمل دوستان خود را به دست راستشان مىدهند كه بىحساب به سوى بهشت به راه مىافتند ، و نامه‌هاى دشمنان خود را به دست چپشان مىدهند كه با آن ، بدون حساب ، روانه به سوى آتش مىشوند ، و چون دوستان ايشان به نامه‌هاى خود بنگرند ، به برادران خود مىگويند : « دو آيهء 19 و 20 » . « 49 »
هامش
( 46 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، در ضمن تفسير آيه . ( 47 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، در ضمن تفسير آيه . ( 48 ) - الإسراء / 71 . ( 49 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 407 .