نيست ، و اين امر مسلّمى فطرى و عقلى است ، و چنان است كه آيه بگويد : اى مردم ! تكذيب شما به آخرت چيزى را تغيير نمىدهد ، و نيز حوادثى را كه با آن پيوستگى دارد ، پس آيا تكذيب ما - مثلا - از تأثير دميدن اسرافيل در زمين و كوهها مىتواند مانع وقوع آن شود ؟ هرگز . . .
كتاب خدا ما را به غيب مىرساند ، چه صحنهء ديگرى از صحنههاى واقعهء قيامت را در برابر ما قرار مىدهد كه شكافته شدن آسمان داراى آفرينش متقن و متين است به صورتى كه همچون پارچهء پوسيده و كهنهاى مىشود كه به شكل خاكستر يا غبار درآمده باشد :
«
وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ
- و آسمان شكافته شد . » آسمان متين و استوارى كه هيچ سوراخ و سستى در آن وجود نداشت .
«
فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ
- پس در آن روز سست شد . » / 284 يعنى سستى فراوان پيدا كرده و پيوستگى اجزاء آن به يكديگر كاهش يافت ، و اين نه تنها در هيكل آن است بلكه در همهء هستى و كيان آن چنين مىشود .
بدان سان كه بر چيزى ديگر تبديل صورت مىدهد و همچون فلز گداخته يا روغن روان درمىآيد ، چنان كه خداى تعالى گفت :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. « 37 » بدين گونه آسمان ديگر سقف محفوظى نيست كه زمين را از شهابها و آسمانسنگها محفوظ نگاه دارد .
صحنهء بزرگ ديگر منظرهء فرشتگان در همه جا و هشت فرشتهء بزرگ است كه عرش الاهى را بر بالاى سر خود حمل مىكنند .
«
وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها
- و فرشتگان بر كرانهها و نواحى مختلف آن . » گفتهاند كه ضمير هاء به آسمان باز مىگردد كه شكافته شده و به صورت قطعات جدا از يكديگر درآمده و بر هر يك از آنها فرشتگان فراوان قرار گرفتهاند .
«
وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ
- و عرش پروردگارت را در
هامش
( 37 ) - ابراهيم / 48 .