چنان مىنمايد كه آن دميدن دوم باشد كه با آن مردمان براى حساب و جزا برمىخيزند ، و خداى / 281 تعالى گفته است :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ
، « 30 » و آنچه تأكيد بر دومين دميدن صور دارد آن است كه سياق در آن سياق سخن گفتن از جزا است ، و همين مستلزم آن است كه سخن دربارهء نفخهء دوم باشد كه جزا پس از آن خواهد بود . و در اين جا بعضى از اخبار امامان راهنما را در خصوص دميدن در صور مىآوريم . امام على ( ع ) گفت : « و در صور دمند و هر جانى برآيد از تن ، و هر زبانى لال شود از گفتن . و كوههاى سر بركشيده درهم شود و با زمين هموار ، و درهم شكند سنگهاى سخت و استوار ، چنان كه سنگ سخت آن سرابى را ماند لرزان ، و سنگستانها زمين هموار . پس نه شفيعى است كه شفاعت كند ، نه دوستى كه بلا بگرداند ، و نه پوزش خواستن سود دهد » . « 31 » و امام زين العابدين در درود فرستادن خود بر حاملان عرش گفته است : « و اسرافيل صاحب صور افراشته منتظر اجازهء تو است ، و رسيدن فرمان ، و آن گاه با يك دميدن در صور فرو افتادگان اسير گورها را آگاه و بيدار مىكند » ، « 32 » و وهب بن منبه از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه گفت : « خدا صور را از مرواريدى آفريد كه پاكى و صفايى همچون شيشه داشت ، و سپس به عرش گفت كه : صور را بگير ، پس به آن آويخته شد ، و سپس گفت : باش ، پس اسرافيل به وجود آمد ، و آن گاه به او فرمان داد تا صور را بگيرد و او آن را گرفت ، و در آن روزنههايى به شمارهء روحهاى آفريده شده است كه هيچ دو روحى از يك روزنه خارج نمىشوند ، و در وسط صور گشادگيى همچون گردى آسمان و زمين است ، و دهان اسرافيل بر اين گشادگى نهاده ، سپس پروردگار متعال به او گفت : تو را بر صور موكّل كردم و دميدن و بانگ برآوردن از آن مخصوص تو است ، پس اسرافيل وارد قسمت پيشين عرش شد ، پس پاى راست
هامش
( 30 ) - سورة الزمر / 68 .
( 31 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 195 ، ص 310 .
( 32 ) - بحار الانوار ، ج 59 ، ص 217 .