خويش را در زير عرش قرار داد ، و پاى چپ را مقدم داشت ، و از آن زمان كه خدا او را آفريده چشم خود را نگردانده و منتظر آن است كه چه وقت فرمان خدا مىرسد » ، « 33 » و در روايتى ديگر چنين آمده است : « تا مبادا پيش از آن كه چشمش باز شود فرمان صيحه كشيدن برسد ، و تو گويى كه دو چشم او دو ستارهء درخشان است » . « 34 » / 282 به سبب قدرت عظيمى كه خدا به او عنايت كرده ، براى آن كه زندگان را با دميدن نخستين هلاك كند ، و با دميدن دوم آنها را برخيزاند ، به بيش از يك بار دميدن نياز ندارد . و علامهء طباطبايى گفته است : و در توصيف دميدن به يك بار دميدن اشاره به معنى امر و فرمان و نفوذ قدرت است ، پس هيچ سستى در آن نيست كه نيازمند به تكرار دميدن باشد . « 35 » چه دميدن صاعقه آسا و هولناكى است كه نه تنها جانها را هلاك مىكند ، بلكه كاينات را متزلزل مىسازد و تو گويى كه تريليونها تريليون بومبهاى هستهاى است كه يكباره منفجر شده است و جهان و نظام آن را به هم مىريزد ، بدان سان كه زمين از مدار خود خارج مىشود ، و كوهها از جا كنده مىشوند و خدا آنها را به يكديگر مىكوبد .
«
وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً
- پس برداشته مىشود زمين و كوهها و يكباره ويران مىشوند . » اصل معنى دكّ ويران شدن است ، و چون گويند « دكّ الجدار » يعنى ديوار را ويران و با زمين يكسان كرد ، و اين را نمىدانيم كه آيا خدا پارههاى زمين و كوهها را با تمركز جاذبهء موجود در آنها به يكديگر مىزند يا به تمامى بلند مىكند و سبب متلاشى شدن آنها مىشود ، يا كوهها را بر زمين مىكوبد يا به عكس اين مىكند ، يا مجموع آنها را با ستارهاى ديگر برخورد مىدهد . مهم اين است كه آنها
هامش
( 33 ) - همان منبع ، ص 261 .
( 34 ) - همان منبع ، ص 362 .
( 35 ) - الميزان ، ج 19 ، ص 397 .