تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
به حق گوشى شنونده و نگاهدارنده و پند گيرنده است ، و بنا بر اين از « واقعة » گرفتارى ناگهانى پيدا نمىكند ، بلكه آمادگى براى آن دارد كه با توشهء تقوا و ذخيرهء عمل صالح از عقبهء آن بگذرد . آرى ، اين گونه شنوندگان در دنيا زندگى مىكنند ولى ارواح ايشان در آخرت است ، و بلكه حضور آخرت در قلبهاى ايشان بزرگتر از حضور در دنيا است ، سپس آنان را چنان مىبينى كه لحظه‌اى از آن غافل نمىمانند ، و در آن هنگام كه قرآن صحنه‌هايى از آن را بر ايشان نقل مىكند ، تو گويى كه آن صحنه‌ها در برابر چشمها و دلهاى ايشان قرار گرفته است ، بدان گونه كه صاحب الاذن الواعية امام على ( ع ) با گفته‌اش بدين گونه از حال ايشان حكايت كرده است : « پس چون بر آيتى گذرند كه در آن تشويقى است ، از طمع به آن تمايل پيدا مىكنند ، و جانهاشان از شوق به آن متوجه مىشود ، و چنان گمان مىكنند كه آن در برابر چشمانشان قرار گرفته است ، و چون بر آيتى گذرند كه در آن بيم دادنى است ، گوشهاى دلشان را براى شنيدن آن باز نگاه مىدارند ، و چنان مىپندارند كه بانگ دم و بازدم دوزخ را با گوشهاى خود مىشنوند . « 29 » و آيهء 12 ، در ميان بحث از اقوام گذشته ( آيات 4 - 11 ) و بحث از آخرت ( آيات 13 - 18 ) ، با تأكيد دربارهء گوشهاى واقعى در اين درس آمده و تا آيهء 37 از درس بعد ادامه پيدا مىكند ، چه تنها اين گوشها است كه مىتواند پندهاى تاريخ اشاره‌هاى آن را خوب دريافت كند ، و به سخن خبر دهندهء از آخرت و پذيرفتن آن ايمان آورد ، پس حقايق غيب - خواه غيب تاريخ بوده باشد يا غيب آخرت - حقايقى بزرگ است ، و نياز به آن دارد كه گوشهاى تيزى آنها را از آيات بشنود و راه خود را بيابد ، و احتمال آن هست كه قلب بزرگ و پرگنجايش بتواند ظرفى براى آن باشد . «
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ
- و چون در صور يك بار دميده شود . »
هامش
( 29 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 193 ، ص 304 .