هست مشاهده كنند ، و آيا ساق جز آن هنگام كه پوشش از روى آن برداشته شود قابل ديدن خواهد بود ؟
بدين گونه بطلان حكم مجرمان به مساوى بودنشان با مسلمانان آشكار مىشود ، و هيچ كتابى نيست كه ادعاى آنان را تأييد كند ، و نه سوگند غليظى كه خدا به سود ايشان ادا كرده باشد ، و نه شريكى وجود دارد كه ، اگر خود اين را در دنيا آشكار نكردند ، در روز قيامت سودى برايشان داشته باشد ، پس بهتر است كه تا فرصت باقى است به حق گردن نهند و به جاى ادامه دادن به جريمه تسليم خدا شوند ، و گرنه چيزى از اينها به اندازهء سر مويى در آخرت به درد آنان نمىخورد .
«
وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ
- و آنان را به سجده كردن دعوت مىكنند . » دعوتى تشريعى است كه منادى حق در آن روز بيان مىكند ، و تكوينى كه هول و هراس وقوف در قيامت و عظمت تجليات حقيقت آن را واجب مىسازد ، و در آن هنگام مؤمنان نداى پروردگارشان را با طبيعت تسليمى كه در دنيا بر آن بودهاند ، و به سبب ترس از مقام خدا ، اجابت مىكنند ، بلكه هيچ يك از اهل محشر نيست / 244 مگر اين كه دعوت حق را اجابت كند ، جز اين كه خداوند متعال به حكمت خود مجرمان را از اجابت باز مىدارد .
«
فَلا يَسْتَطِيعُونَ
- پس آنان نمىتوانند . » در حديثى به جا مانده از پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - آمده است :
« اصلابشان طبقهء واحد مىشود » ، « 68 » يعنى ستون فقراتشان به صورت يك قطعه درمىآيد ، و در نور الثقلين از امام رضا - عليه السلام - روايت شده است كه گفت : « فقرات منافقان به هم جوش مىخورد و نمىتوانند سجده كنند » ، « 69 » و آيه علاوه بر اين معنى ظاهرى از معنى عامترى حكايت مىكند ، و آن اين است كه مجرمان در روز قيامت هيچ آزادى ندارند ، تا بدانند كه ، چنان كه گمان مىكردند ،
هامش
( 68 ) - الكشّاف ، ج 4 ، ص 595 .
( 69 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 395 .